<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جنبش رهایی از اسلام</title>
	<atom:link href="http://antieslam.net/fa/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://antieslam.net/fa</link>
	<description>این جنبش, فرادینی و فراحزبی است</description>
	<lastBuildDate>Wed, 16 May 2012 18:22:44 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>پاسخ به یک ساندیس خور اسلام !</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1221</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1221#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 18:22:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1221</guid>
		<description><![CDATA[در مورد پاسخ دادن  به نامه آقایی  (که پشت نام مستعار «فیروز» پنهان شده)  در انتقاد از بیانیه جنبش رهایی از اسلام .که در تلویزیون مردم پخش میشود،    &#160;   دوستان ما در جنبش عقیده دارند که ،ازاین پس چنین حمله ها و انتقادهایی را بسیار شاهد خواهیم بود و نباید در تله دوستان احتمالی جمهوری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: small;">در مورد پاسخ دادن  به نامه آقایی  (که پشت نام مستعار «فیروز» پنهان شده)  </span><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;">در انتقاد از بیانیه جنبش رهایی از اسلام .</span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;">که در تلویزیون مردم پخش میشود،   </span></span></span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;">  </span>دوستان ما در جنبش عقیده دارند که ،ازاین پس چنین حمله ها و انتقادهایی را بسیار شاهد خواهیم بود و نباید در تله دوستان احتمالی جمهوری اسلامی گرفتار شویم و هر روز انرژی خود را صرف پاسخ دادن به این و آن کنیم. اما چون بشما گفته بودم پاسخ خواهم داد ،به سادگی و به کوتاهی آن را بسنده می کنم</span> <span style="font-size: small;">آقای پیروز،که عربها نام زیبای او رابه فیروز برگردانیده اند وبه مانند همه ی هستی ایران، نام او را نیز به مصادره برده اند در نامه خود یک پرسش کلیدی  را مطرح کرده مینویسد</span> <span style="color: #c00000;"><span style="font-size: small;">آیا اعتقاد به خدای واحدو خواندن نماز علت عقب ماندگی ما شده است؟ یا استعمار و استثمار و غارت منابع کشور توسط جهانخواران و سلطه طلبان؟</span> </span><span style="font-size: small;">پاسخ به این هم میهنی که علاقه وافرش به فرهنگ عرب بیشتر ازفرهنگ خودی است،این است، هردوی آنها باعث عقب ماندگی ما شده اند، هم دین و هم استعمار. اما چرا امروز ما به یقه دین اسلام چسبیده ایم برای این است که دین اسلام به همه امورات زندگی ما کار دارد . اگر شما فقط به خواندن نماز و گرفتن روزه و اعتقاد داشتن بخدا قناعت می کردید و داستان وحشت آور <span style="color: #c00000;">امربمعروف و نهی ازمنکر </span>را براه نمی انداختیدو خود را مالک جان و مال مردم نمی دانستید،کسی را به دین شما و نماز و روزه و هر خرافه دیگر زندگی شما کاری نبود ،این شما هستید که راه نفس ما را بریده اید وگرنه ما را که به زندگی شما کاری نیست</span> <span style="font-size: small;">دوم اینکه اتفاقا استعمار و استثمار و استحمار همه از راه  گل و گشاد مذهب و همین اسلام از نوع ناب محمدی اش توانست همه منابع مارا به غارت ببرد ، آنچه را هم که باقی ماند ۳۳ سال است هم دینی های شما آقایان خاوری ها ورفسنجانی ها ی نماز خوان و روزه بگیر،ته اش را بالا آورده اند </span> <span style="font-size: small;">در این ۳۳ سال هم که بقول خودتان به قدرت حکومت الله،پشت استثمار غرب را بزمین مالیده اید ،پس عقب ماندگی هایتان از چیست؟</span></span></span></p>
<div>
<div dir="ltr"><span style="font-size: small;">در بخشی دیگر نوشته اید</span> <span style="font-size: small;"><span style="color: #c00000;">این شیوخ حاکم برکشور های عربی همه مسلمانند ولی آثاری از فقر وعقب ماندگی در آنها دیده نمیشود همه در ناز و نعمت غوطه ورند!!!!.</span>بقول  عرب ها، حاجی مرحبا،مرحبا به این تحلیل و تفسیر که مانند آیه های قرآن است نه مبتدایش درست است نه خبرش</span></div>
<div dir="ltr"><span style="font-size: small;">اولا که شما شیعیان آل علی و رهبر بزرگوارتان این شیوخ عرب را مسلمان نمیدانید و آنها را وهابی های کافر میخوانید ، دوم ،آری درست  می گویید که در بین آن  هفت هشت تا شیوخ بادکرده از پول نفت  آثاری از فقر دیده نمیشود  اما تا دلتان بخواهد عقب مانده فکری هستند که زنانشان حتی اجازه رانندگی هم ندارند ، وبراستی آیا  همه مردم در این</span><span style="font-size: small;"> کشورهای نفتخیز در رفاه و ناز و نعمت هستند؟ مسلمانان بنگلادش و سودان چطور،افغانستان و پاکستان چه ؟ اگر عربها نفت نداشتند امروز چه وضعی داشتند؟ آیا این الله بالای سرآنهاست که بعضی از عربها را به رفاه رسانیده یا نفت زیر پای شان؟</span></div>
<div dir="ltr"><span style="font-size: small;">آقای پیروز ما اگر می گوییم، درست نیست یک مرد، چهار زن رسمی و بی اندازه زن غیر رسمی بگیرد، بد می گوییم؟،مااگر میگوییم دین را به زور نباید به دیگران تحمیل کرد، بدمیگوییم؟، ما اگر می گوییم حکم ارتداد و کشتن برای کسی که نمی خواهد مسلمان باقی بماند درست نیست، بد می گوییم؟ ما اگر میگوییم اصلا دلمان نمی خواهد با شما به یک بهشت برویم ،بد می گوییم؟ و شما به زور می خواهید ما مسلمان باقی بمانیم ، نمازو روزه مان هم ترک نشود و با شما به همان بهشتی که طبق تشریح قرآن به یک روسپی خانه بزرگ میماند پا بگذاریم .آخر شما چرا اینقدر زورگو یی می کنید؟شما چرا با همه جهان در جنگید؟،به همان امام حسینی که برایش چه سینه ها زده ام و امروز به حماقت خودم(نه شما و یا کس دیگر)خنده ام میگیرد سوگند!! خدای اسلام اصلا بفکر مسلمانهایش نیست و نکبت از سرو روی بیشتر مسلمانان میریزد ، یک سری به منطقه شیعیان پاکستان در مرز افغانستان بزنید از قیافه ترسناک و خشن آنهاکه همه در اسلام عزیز با هم برادر و برابرید  خودتان قالب تهی می کنید و به وحشت می افتید،</span><span style="font-size: small;">فقر و بدبختی هم از سر و کولشان میریزد . وشما آقای (فیروز )تا روزی که (پیروز) نشوید ملت ایران به پیروزی  نمیرسدو شماگناه همه بدبختی های جهان اسلام را بگردن دارید، از ما گفتن و از شما نشنیدن ، از ما فرار از دست شما، و از شما صدور حکم کشتن برای ما . اگر وجدان دارید راست بگویید،این ما هستیم که بشما اذیت میرسانیم و زندگی خوب شما رابه تباهی کشانده ایم یا این شمای مسلمان هستید که ما را آزار می دهید و آرامش را از روی زمین برداشته اید </span></div>
<div dir="ltr"><span style="font-size: small;">فکر کردن اگر چه در اسلام اجباری نیست و توصیه هم نشده است اما باور بفرمایید هیچ چیز بهتر از فکر کردن نیست هرگاه فرصت کردید بنشینید و کمی فکر کنید ، از فکر کردن هیچ زیانی نمیبینید، باور کنید که اسلام حتی یک فاکتور خوب به زندگی انسان وارد نکرده که برعکس&#8230;&#8230;.. .  در مورد تجزیه طلبان هم چیزی نوشته اید،  ایرانیها راهم شما تجزیه طلب کردید،اگر من هم امروز در کردستان یا آذربایجان و یا بلوچستان بودم از دست حکومت مرکزی اسلامی تجزیه طلب میشدم . شما نمی دانید با زور دین تان چه بروزگار این ملت آوردید که سنگ نمی خواهد روی سنگ بند شود ،ماندگاری شمابدون تردید به بهای از میان رفتن یکپارچگی ایران خواهد انجامید وهمه این آوازه ها ازدینی است که ایرانی نیست و از عدالت و برابری وعشق و مهربانی و درستی و راستی تهیست</span></div>
<div dir="ltr"><span style="font-size: small;">سیاوش لشگری- عضوی از جنبش رهایی از اسلام</span></div>
<div dir="ltr">۵-۱۶-۲۰۱۲</div>
<div dir="ltr"></div>
</div>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1221</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آنکه فتوای قتل می‌دهد، تروریست است.</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1216</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1216#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 May 2012 19:01:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1216</guid>
		<description><![CDATA[  شورای جنبش رهایی از اسلام http://antieslam.net/fa/ 12 ماه مای ۲۰۱۲ دین اسلام دین فتوای قتل دگراندیشان است.* سنت صدور فرمان و فتوا برای قتل مخالف‌ها و دگراندیشان را خود پیامبر مسلمانان با آیاتی که منتسب به «الله» کرده گذاشته است: (فاذاالقیتوم الذین کفرو افضرب ارقاب&#8230;هرکجا کافری را دیدید گردنش را بزنید.)(محمد۴). از آنزمان تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL" align="center">
<p dir="RTL" align="center">شورای جنبش رهایی از اسلام</p>
<p dir="RTL" align="center"><a href="http://antieslam.net/fa/">http://antieslam.net/fa/</a></p>
<p dir="RTL" align="center">
<p dir="RTL" align="center">12 ماه مای ۲۰۱۲</p>
<p dir="RTL">دین اسلام دین فتوای قتل دگراندیشان است.* سنت صدور فرمان و فتوا برای قتل مخالف‌ها و دگراندیشان را خود پیامبر مسلمانان با آیاتی که منتسب به «الله» کرده گذاشته است: (فاذاالقیتوم الذین کفرو افضرب ارقاب&#8230;هرکجا کافری را دیدید گردنش را بزنید.)(محمد۴). از آنزمان تا به اکنون میلیون‌ها انسانی که نمی‌خواسته‌اند در برابر خواسته‌های سران اسلام، روحانیان ومسلمان‌های زورگو و باجگیر زانوی تسلیم برخاک بگذارند با فتوای پیشوایان دین ترور شده‌اند. درهمین چند دهه‌ی اخیر، فتوای خمینی برای کشتن سلمان رشدی، فتوای او برای کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷، فتوای مراجع تقلید برای کشتن دگراندیشان ایرانی در ایران و برونمرز نشانی از اقدامات تروریستی دنباله‌دار و سیستماتیک اسلام‌مداران علیه بشریت بوده است. فتوا و فرمان خمینی برای کشتن زندانیان سیاسی با اقدامات تروریستی القاعده درجهان فرقی ندارد. گوهر تفکر اسلامی همانا کشتن مخالف نظری یا سیاسی است. این را درتمامی زوایا و مرایای «دنیای اسلام» در دهها کشور اسلامی، از ۱۴ سده‌ی پیشین و میان انواع «امت‌های اسلامی» تجربه کرده‌ایم. بتازگی هم یکی از همین «مراجع تقلید» در ایران ،فتوابه کشتن شاهین نجفی را &#8211; که خواننده‌ای معترض است &#8211; صادر کرده و برخی اوباش حکومتی هم خود را برای انجام کشتن و دریافت مزد و «بردن ثواب» آماده کرده‌اند.</p>
<p dir="RTL">به باور ما به جای برخوردهای گاهگاهی و سطحی با اینگونه فتواهای اسلامی باید به سازمان ملل، به مراجع حقوق بشری و جهانی پیشنهاد کرد که از این به بعد هرکس که فتوای کشتن کسی دیگر را صادر کرد به عنوان تروریست شناخته شود و تحت تعقیب اینترپل قرار گیرد. وگرنه هر آخوند و مفتی به خود اجازه خواهد داد هروقت که بخواهد حکم کشتن این و آن را صادر کند.</p>
<p dir="RTL">فرق بین کسی که فرمانده وطراح اقدامات تروریستی است با آخوندی که فرمان ده و عامل اقدام ترورهای دگراندیشان است در چیست؟ چرا خبرگزاریها و سیاستمداران غرب از گروه نخست با نام تروریست یاد می کنند و در برابر گروه دوم با مماشات برخورد میکنند؟</p>
<p dir="RTL">برهمگان روشن است که در دنیای امروز سرچشمه‌ی تروریسم بین‌المللی همانا روحانیان، مفتی‌ها، رهبران دینی مسلمان و سیاستمداران حکومت‌های اسلامی‌اند.واین جریان تا از سرچشمه خشک نشود، جوی خون کماکان تا آینده‌ی تاریخ جریان خواهد داشت.</p>
<p dir="RTL">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p dir="RTL">* وقاتلو فی سبیل الله&#8230;بکشید در راه خدا(بقره)-</p>
<p dir="RTL">قاتلوهم حتی لاتکون فتنه&#8230;بکشید تا فتنه ای باقی نماند(بقره)</p>
<p dir="RTL">- انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله&#8230;آنهایی را که با خدا درجنگند بکشید،بدار آویزید،دست و پایشان رابرخلاف هم ببرید وتبعیدشان کنید(ماعده۳۳)</p>
<p dir="RTL">- وقالت الیهود..وقالت النصری&#8230;خدا بکشد کلیمی ها و مسیحی ها را که گفتند عزرا و مسیح پسر خدا هستند(توبه)</p>
<p dir="RTL">-یا ایهاالذین آمنو انماالمشرکون&#8230;هر کجا مشرکان را یافتید بکشید</p>
<p dir="RTL">دستور کشتن انسان در قرآن۷۳ باردر۶۰ آیه آمده است-واژه های مجازات ،شکنجه، سوزانیدن در جهنم و ترسانیدن انسان ، بیش از هزار بار در صفحات قرآن آمده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1216</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انکحتک و زوجتک لموکلی</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1210</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1210#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 May 2012 05:31:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1210</guid>
		<description><![CDATA[&#160; صد‌ها سال است که آداب و رسومی را ندانسته اجرا می‌کنیم غافل از آنکه به علت نا‌ آگاهی‌ به خودمان توهین می‌کنیم توهین ایرانی‌ به خود خواسته اعراب پس از تسلط ۱۴۰۰ سال پیش آنهاست تحقیق زیر اهانت به اعتقادات نیست ولی‌ بهتر است بخوانیم و آگاه شویم اسیر تعصبات نباشیم و اگر از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<blockquote>
<div>
<div>
<div></div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top"><strong> صد‌ها سال است که آداب و رسومی را ندانسته اجرا می‌کنیم غافل از آنکه به علت نا‌ آگاهی‌ به خودمان توهین می‌کنیم<br />
توهین ایرانی‌ به خود خواسته اعراب پس از تسلط ۱۴۰۰ سال پیش آنهاست<br />
تحقیق زیر اهانت به اعتقادات نیست<br />
ولی‌ بهتر است بخوانیم و آگاه شویم اسیر تعصبات نباشیم و اگر از ما گذشته<br />
حداقل به فرزندان و نسل آینده مملکت خود آگاهی‌ لازم را بدهیم و آنگاه انتخاب را به عهده خودشان بگذاریم </strong></td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</blockquote>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>خطبه عقد و ازدواج بزبان عربی توهین بزرگی به شخصیت زن میباشد که بر اثر عدم آگاهی و آُشنایی ما بزبان عربی سالهاست مورد استفاده قرار گرفته است. در پی تازش تازیان به ایران پس از وفات پیامبر اسلام دختران و زنان ما بعنوان غنیمت جنگی و با نام کنیز و با توجیه قرآنی &#8220;ما ملکت ایمانکم&#8221; مورد تجاوز اعراب قرار می‌گرفته اند و پس از استفاده نخست خودشان، آن عزیزان را با دریافت وجهی به عقد دیگران در می آورده اند که تعیین مبلغ در ازدواج نیز از همین شیوه بد تازی آمده است. بدین رو در خطبه عقد تازی، از دو واژه انکحتک و زوجتک استفاده میشود که انکحت از نکح می آید و نکح یعنی گاوی و یا شتری سوار شتر دیگری شدن و با او کار جنسی انجام دادن / **( سو را خ کرد ن )** . و آنگاه که ملا میگوید &#8220;انکحتک و زوجتک لموکلی&#8221; یعنی من چنین کاری را بوکالت موکلم انجام دادم زیرا واژه زوج نیز یعنی جفت شدن و آن کار را انجام دادن<br />
من که امروز میخواهم این مسئله را بنویسم و شرح بدهم شرمنده ام و نمیتوانم بیش از این این مسئله را باز کنم حالا شما در نظر بگیرید که چهارده قرن است پدران و مادران ما را با این واژه های توهین آمیز عقد کرده اند. اصلا چرا باید در بهترین لحظه زندگی یک زن و مرد از واژه های زشت جفت شدن و سوار هم شدن استفاده کرد آن هم کسی دیگر این کار را بوکالت انجام بدهد<br />
توجه به تاریخ و پیشینه خود بنا بر آماری که اخیر در ایران منتشر شده است کتابهای تاریخی که در ایران چاپ و پخش میشود حدود ۴۰ درصد از بازار کتاب را به خود اختصاص داده است. یعنی ایرانیان توجه بسیار بالا و بزرگی به تاریخ و پیشینه و گذشته خود داشته و جستجوگر شناخت گذشته خود می‌باشند! هرچند در سالهای نخست انقلاب کتابهای دینی و بویژه اسلامی خریداران بسیاری داشت (و پس ا زچندی دهها سازمان و تشکیلات دینی و دولتی هزاران هزار کتاب را از تاریخ اسلام و غیره چاپ کرده و بطور رایگان در اختیار مردم داخل وخارج ازکشور قراردادند) اما خیلی زود مردم بسوی تاریخ گذشته خود روی آورده‌اند! جدا از کتاب‌های باستانی، کتابهای بسیاری در خصوص تاریخ و تحلیل و نقد و تفسیر مسائل اسلامی بودند که از زبانهای دیگر بویژه عربی ترجمه شدند که نسبت به جو صددرصد شیعی سالهای قبل، مردم با افکار و آراء مختلفی دررابطه با اسلام نیز آشنا شدند.<br />
نام‌های ایرانی همراه و همزمان با این توجه ویژه به تاریخ کهن، ایرانی اندیشیدن و نام ایرانی برگزیدن نیز از سالهای ۶۰ در ایران رشد کرد. بگونه‌ای که اینک حدود ۴۵ درصد نامهایی که هموطنانمان در داخل کشور برای فرزندان خود انتخاب میکنند صددرصد ایرانی است. ودرصد نامهای ایرانی درخارج از کشور به ۶۵ درصد میرسد!<br />
بالارفتن رشد فکری مردمان ما طی این سالهای اخیر و تحمیل فراگیری زبان عربی در مدارس جمهوری اسلامی موجب شد تا هموطنان ما به ریشه و معنی برخی از نامهای غیرایرانی پی‌برده وتلاش کنند تا هر چه بیشتر از نامهای زیبا وپرمعنای ایرانی بهره ببرند و واقعاً طی قرنها نیاکان ما بخاطر آگاه نبودن از معنی‌های برخی از نامها، شاید ستمی تاریخی به فرزندان خود میکرده‌اند. البته چون زبان عربی زبان مادری مردم ما نبوده است و هجوم بیگانه موجب شده بود تاخودآگاه برخی از واژه‌ها و نامهای نادرست بر تاریخ و فرهنگ و جوامع و خانواده‌های ما تحمیل شود! مثلاً غلام نامی است و یا شاید بهتر باشد بگوییم پیشوند برخی از نامهایی است که هرگز در زبان عربی از آن استفاده نمی شود. اما غلامعلی و غلامحسین و غیره درمیان ما ایرانیان بسیار رایج بوده است<br />
من هرگز یک عنصر عرب را ندیده‌ام که اورا غلام بنامند! و این بدین خاطر است که اعراب معنی غلام را می‌دانند و ما نمی‌دانسته‌ایم. غلام از ریشه غلم می‌آید که به معنای بهره‌وری جنسی است! و غلام به پسربچه‌هایی می‌گفتند که اعراب از آنها استفاده جنسی می‌نموده‌اند! بغلط به ما گفته‌بودند که غلام یعنی نوکر وبرده و بنده! درصورتیکه درزبان عربی، عبد میشود برده و نوکر را خادم میگویند! غلام وکنیز همطراز و همراهند!! از کنیزان نیز بهره جنسی وخانگی می‌برده‌اند و از غلام بچه ها نیز!! بسیاری از نامهای عربی که درمیان ما ایرانیان رایج است درمیان اعراب اصیل (عربستان سعودی، کشورهای خلیج فارس..) ابداً متداول نیست!<br />
هرچند امکان دارد که این نامها درمیان شیعیان مورد استفاده قرار بگیرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ویژه‌ای که نسبت به برخی از شخصیتهای تاریخ اسلام داشته ودارند. اما بدون شک اگر پدرومادری باریشه این گونه نامها ومعنای آنها آشنایی میداشته‌اند هرگز نامهای نازیبا را بعشق شخصیت های تاریخی برروی فرزندان خود نمی‌نهادند. با هم به معنی چندنام نگاهی می‌اندازیم که نتیجه سالها پژوهش و کنکاش می‌باشد<br />
نام‌های زنانه ام کلثوم: ام یعنی مادر و کلثوم به فرزند خیکی و چاق اطلاق میشود حفصه: هسته خرما و یا زن سیاه و زشت<br />
خدیجه: به سقط جنین شتر میگویند بتول: زنی که هوس مرد و همخوابگی دارد<br />
سمیه: از سم می آید و به اندازه زهری که در چیزی باشد میگویند سکینه: که مسکین نیز با این نام هم خانواده می‌باشد. به بانوی گدا و خوار و بیچاره میگویند<br />
رقیه: که از ریشه رق می‌آید، به معنای افسون و جادو و نیرنگ است عذرا: به هرآن چیزی که سوراخ نشده باشد میگویند<br />
نام‌های مردانه جعفر: ماده شتری که شیر بسیار داشته باشد ذبیح: به هرچارپایی که گلویش را ببرند میگویند. ذبح شده یعنی گلو بریده باقر: که از خانواده بقره می‌باشد به گاو نر چاق میگویند و اعراب جاهلی به کسی که خیلی چیز می‌فهمیده است نیز میگفته. باقرالعلوم یعنی طرف همچون گاو چیز میداند. عباس: از عبس می‌آید به معنای اخمو، ترشرو، ترسناک و بدخو عثمان: بچه مار کاظم: از کظم می‌آید و به معنای لال بودن، گنگ و بی‌زبان و خاموش هاشم: به نان فروش دوره‌گرد می‌گفته اند حیدر: این نام مخلوطی است از عربی و پارسی، حی یعنی زنده و در یعنی دریدن! حیدر به کسی گفته اند که انسانها را زنده زنده پاره میکرده است صغری: کوچک و پست و اصغر نیز از همین خانواده و ریشه صغرا است. به معنای کوچکتر<br />
سید (آقا) و سیدی (آقایی) البته نامهای دیگری چون کلب‌علی، کلب‌حسین و غیره نیز رایج بوده است که کلب یعنی سگ و کلب علی یعنی سگ علی و سک حسین و غیره. اینها نمونه اندکی بود ازمعنی برخی از نامهای تازی که درمیان ما ایرانیان قرنها رایج است. ما کمتر از معنی آنها آگاه بوده ایم و کلاً این گونه نامها برای هرعنصر ایرانی نوعی توهین وتحقیر بوده است. همچنانکه درقرنهای نخست هجوم تازیان به ایران، ما را برده و موالی میخواندند و خودشان را مولا!<br />
براساس همین تفکر و اندیشه بودکه نامهای نازیبای عربی را نیز برما تحمیل کردند! همچنانکه با رایج نمودن واژه و لقب و یا عنوان آقا که عربی آن میشود سید!! به طور غلط به ما فهماندند که سید بودن یعنی نواده پیامبر اسلام بودن! یک پنجم درآمد هر ایرانی نیز در بست باید دراختیار تازیان قرار بگیرد و چون سید بودن یک برتری اجتماعی و اقتصادی را از آن دارنده این عنوان میکرد، تعداد سیدها نیز در تاریخ ما فراوان شد و تا به امروز برجای مانده است. وکلاً نوعی تبعیض اجتماعی میان تازی و ایرانی برعنصر آزاده ایرانی تحمیل شده است!<br />
دررابطه با نادرست بودن نسبت این همه سیدها با پیامبر اسلام و نوادگان دختری ایشان (فرزندان فاطمه) اخیراً در ایران تحقیقاتی بعمل امده است که دفتر ولایت فقیه از انتشار آن جلوگیری نموده است. در این پژوهش آمده است که کلاً پیامبر اسلام پسری نداشت که بعنوان وارث ایشان تداوم بخش نسل ایشان باشد! خانم فاطمه همسر امام علی مادر امام حسین و امام حسن بوده‌اند. امروزه تبار امام حسن را طباطبایی میخوانند و تبار امام حسین را حسینی. ثابت شده ست که ریشه بسیاری از این خانواده‌ها به مدینه و فرزندان فاطمه نمی‌رسد.درهمین پژوهش و تحقیق تاریخی آمده است که سیدهای بسیاری باعنوان موسوی هستند که گفته میشود نوادگان امام موسی کاظم می‌باشند. چنانچه درتاریخ آمده است و همه مورخین نیز آنرا گواهی کرده‌اند، امام موسی هرگز همسری دائمی و عقدی نداشته است. زیرا ایشان از جوانی به زندان رفته است<br />
و درزندان نیز چشم از جهان فروبسته است.<br />
در این پژوهش آمده است که بسیاری از ثروتمندان و روسای قبایل و زورمندان وفرماندهان سپاه خود را سید خوانده گواهی‌نامه‌هایی را نیز تدوین نموده‌اند تا اولاً از موالی بودن به مولا شدن ترقی پیدا کنند و هم از عدم پرداخت خمس که یک پنجم درآمد بوده است بهره‌مند شوند و از آن سو یک پنجم درآمد دیگر ایرانیان را نیز از آن خود سازند.<br />
کعبه<br />
ایران در زمان هخامنشیان بر بیش از ۱۲۰ کشور جهان حاکم بود. مصر، عربستان، یمن از جمله این کشورها بودند. کعبه آتشکده ایست بنام خانه کیوان که درزمان هخامنشیان بنا شده است. کعبه زرتشت درنقش رستم که شبیه کعبه مکه «خانه کیوان» میباشد بهترین نمونه ایرانی بودن کعبه مکه میباشد<br />
سخنان کوتاه، چرا غ راه « این وصیت من است!» ازسیاوش اوستا اهورامزدا خدای دانا، توانا و مهربان انسان است.آری معمار بزرگ هستی « خداوند» « اهورمزدا» و .. وجود دارد، اما فراتر و یا فروتر از آن هرچه بگویند دکانی برای کاسبی و یا افسانه‌ای بیش نیست! اهورامزدا نه اهریمن را ‏آ‏فریده است ونه آتش جهنمی را برای ما فراهم آورده است. تمامی کتب وگفته‌های دینی جهان را به سه سخن: نیکی در پندار، گفتار و کردار نیک بفروش.<br />
خداوند هیچ نیازی به انسان ندارد انسان ازنگاه روانی نیازمند خداوند است<br />
خداوند بزرگ اوستا، شکنجه گر نیست مشورت با بانوان نیکو است هرنسلی آگاهتر از نسل پیش است دشمن دانا ا زدوست نادان بهتراست تن را با ورزش و روان را با دانش پرورش دهید نابخردان خودرا داناترین و بزرگترین و برترینها میدانند<br />
خردمندان خودرا در برابر هستی و ناشناخته‌هایش کوچک میدانند نصیحت دشمن را مپذیر اما بخوبی گوش کن خردمندان نمیجنگند! گفتگو میکنند گفتگو نمودن با رقیب و دشمن برتر از جنگیدن است میان خدا و انسان هیچ واسطه‌ای نیست خداوند عادل آنست که در میان میلیاردها انسان،کس ویا کسانی را بعنوان بهترین برنگزیند<br />
خداوند عادل آنست که درمیان زبانهای جهان، زبان خاصی را بعنوان برترین معرفی نکند خداوند بیکار وبازیگر نیست تا برای نشست و برخاست و روابط خانوادگی مردم مرتب پیام و بیانیه نازل کند.</p>
<p>&lt;&gt;&lt;&gt;&lt;&gt;</p>
<div dir="rtl" align="right">امیر آرین</div>
<div dir="rtl" align="right">سرکار خانم محترم مومئنی</div>
<div dir="rtl" align="right">با آرزوی بهترینها برایتان و اینکه من همیشه شما را انسانی با شرف و دلسوز میشناسم ضمن اینکه مم÷ن است از نظر دیدگاه و هدف با یکدیگر اختلافات زیادی داشته باشیم</div>
<div dir="rtl" align="right">این مسئله مهمی که شما بدان اشاره دارید و تحقیریست برای انسان و ایرانی و با شما کاملاً موافقم ، امروز یا در این سی و چند سال معمول و مرسوم نشده و بعنوان یک مسئله کاملاً قانونی در رژیم گذشته ایران وچود داشته و بغیر از اینراه ازدواحها  رسمیت قانونی نمی یافتند</div>
<div dir="rtl" align="right">مورد دیگر اینکه همین الان و پس از سی و چند سال در خارج از کشور و در بین مردم نه متمدن بلکه متجدد ! تولد فاطمه را بعنوان روز مادر جشن میگیرند<var></var> . و جالب است که در تلویزیون کانال یک (شهرام همایون ) که خود را مدعی مبارزه و صفوف اپوزسیون میداند وقتی صدای اعتراض شنید تنها اسلحه اش قطع صدای تلفن کننده بود که بیننده تماس گیرنده اعتراض کرد که فاطمه دخلی به روز مادر ندارد که شهرام همایون آنچنان با شور و حال اینروز را به مادران تبریک میگوید و یا در تلویزیون شبخیز شرم آور بود که خانمی با آرایش کامل و لباسی شیک تمام برنامه اش را اختصاص داد به شنوندگانی که زنگ بزنند و روز مادر را به مادرانشان تبریک بگویند و بجرأت ۹۸% از تماسها از کالیفرنیا بود</div>
<div dir="rtl" align="right">یکی نیست که به آن خانم مجری بگوید شما که فاطمه الزهرا باور دارید پس چرا با حجاب اسلامی مقابل دوربین نمی شنید و این داستان در تلویزیون منو تو هم بشکل مسخره تری ادامه داشت</div>
<div dir="rtl" align="right">خانم گرامی این خارجه نشینان که باید رصالت یک تبعیدی را بدوش داشته باشند خیلی بیشتر از داخلی ها برای فیلم کاملاً ارتجاعی و مبلغ اسلام هورا کشیدند و افتخار پس انداز کردند</div>
<div dir="rtl" align="right">و در آخر خانم عزیز از ماست که بر ماست و امیدوارم شما از گفتار من دلسرد نشده باشید و ادامه دهید نوشته های آگاهی بخش خودتان را و باور کنیم که برای رهایی و آگاهی و نجات این مردم اسلام زده خیلی راه سختی را پیش رو داریم</div>
<div dir="rtl" align="right">با احترام</div>
<div dir="rtl" align="right">امیر آرین</div>
<div align="right"></div>
<div align="right"></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1210</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بخشی از سخنان خمینی که هرگز پخش نشد.</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1205</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1205#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 05:52:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1205</guid>
		<description><![CDATA[سخنان خمینی اهریمن و دشمن ایران را بشنوید و  از امثال میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و شیرین عبادی و همه آن دیگر ملی مذهبی هایی که در آرزوی روزهای طلایی امام خون گریه می کنند بپرسید چقدر در جنایات خمینی و  رژیم جمهوری اسلامی سهیم بودند؟ http://www.youtube.com/watch?v=XKADG7tDkv8&#38;feature=g-all-lik]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div><span style="color: #000099;"><span style="font-size: x-large;">سخنان خمینی اهریمن و دشمن ایران را بشنوید و  از امثال میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و شیرین عبادی و همه آن دیگر ملی مذهبی هایی که در آرزوی <strong>روزهای طلایی</strong> امام خون گریه می کنند بپرسید چقدر در جنایات خمینی و  رژیم جمهوری اسلامی سهیم بودند؟</span></span></div>
<div>
<div><a href="http://www.youtube.com/watch?v=XKADG7tDkv8&amp;feature=g-all-lik" target="_blank">http://www.youtube.com/watch?v=XKADG7tDkv8&amp;feature=g-all-lik</a></div>
</div>
<div></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1205</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این است آنچه که عرب تباران مسلمان دارند بر سر هویت ما می آورند!</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1200</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1200#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 15:43:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1200</guid>
		<description><![CDATA[گزارش تصویری تکان دهنده گزارش تصویری تکان دهنده از سرنوشت تلخ اسب ها و سواران در ساری مجسمه ها و سربازان تاریخی ایران را بعد از تخریب به زباله دانی انداختند ! فیلمی که اخیراً در یوتیوب منتشر شده، برای هر ایرانی وطن دوستی بسیار رنج آور است. بر اساس آنچه در این فیلم دیده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div></div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<div id="yiv354209593">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<blockquote>
<div id="yiv354209593">
<div>
<blockquote>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div id="yiv354209593">
<div>
<div dir="ltr">
<div>
<div dir="rtl">
<div>
<div>
<div dir="rtl">
<div>
<div dir="rtl">
<div><span style="font-size: x-large;"> گزارش تصویری تکان دهنده</span></p>
<div>
<div>
<div dir="rtl">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<blockquote>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div dir="rtl">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<blockquote>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div dir="ltr">
<div>
<div dir="ltr">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div></div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<blockquote>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td valign="top">
<div>
<div>
<div>
<div>
<div><strong>گزارش تصویری تکان دهنده</strong><strong> از سرنوشت تلخ اسب ها و سواران </strong><strong>در </strong><strong>ساری</strong><br />
مجسمه ها و سربازان تاریخی ایران را بعد از تخریب به زباله دانی انداختند !</div>
</div>
</div>
<div>
<div>
<div><strong>فیلمی که اخیراً در یوتیوب منتشر شده، برای هر ایرانی وطن دوستی بسیار رنج آور است. بر اساس آنچه در این فیلم دیده می شود، مجسمه های اسب و اسب سواران ساری، پس از برچیده شدن از یکی از میدان های قدیمی شهر، تخریب شده و در مکانی مخروبه میان تلی از خاک و سنگ و آشغال و در کنار کامیون های حمل زباله، به بدترین شکل ممکن رها شده اند.<br />
چندی پیش مقامات محلی ساری با این بهانه که وجود این مجسمه ها در میدان امام، توهین به امام است(!)، مجسمه ها را از این میدان برچیدند. هر چند این بهانه به هیچ عنوان دلیل عاقلانه ای برای این اقدام جنجالی نبود، اما مردم امیدوار بودند این مجسمه ها که بخشی از هویت تاریخی ساری بودند، در میدان دیگری نصب شوند.<br />
این مجسمه های برنزی شامل اسب ها و کالسکه هایی با سربازان دوره های تاریخی مختلف ایران (اشکانی، ساسانی، هخامنشی و سلوکی) بودند که ۵۴ سال پیش در ایتالیا ساخته و به ایران حمل شدند و یادآور رشادت های سربازان ایرانی در طول تاریخ بوده اند.<br />
تخریب این مجسمه های تاریخی و رها کردن آنها در شرایط بسیار نامساعد، این گمانه را تقویت می کند که موضوع، نه توهین آمیز بودن وجود این مجسمه ها در میدان امام، که تقابل با تاریخ ایران است و الا چرا به جای آنکه این مجسمه های گرانبها در میدان دیگری نصب شود، تخریب و رها شده اند؟!<br />
امید که با تعمیر و نصب این مجسمه ها در یکی از میدان های شهر زیبای ساری، این گمانه زنی از بین برود.<br />
یادآور می شود هم اکنون جنجال دیگری در شهر یاسوج بر سر مجسمه آریوبرزن، سردار تاریخی ایران به پا شده و برغم مخالفت شورای شهر و امام جمعه، برخی از مسوولان شهر، اصرار دارند این مجسمه که سال گذشته نصب شده است، از میدان آریوبرزن حذف شود!<br />
با این همه بی مهری در داخل نسبت به تاریخ و تمدن ایران، عجیب است که همین مسوولان وقتی فیلمی مانند ۳۰۰ علیه ایران ساخته می شود، علیه آن برمی آشوبند!</strong></div>
</div>
</div>
<div>
<div align="center"><strong> ساری &#8211; قبل از تخریب<br />
</strong><a title="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/01.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a> <strong><br />
رد پای تخریب و جای پای اسب های ساری<br />
</strong><a title="گروه اینترنتی پرشین استار |&lt;/p&gt;<br />
&lt;p&gt; www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/02.jpg" alt="گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a> <strong><br />
اسب ها و سواران بعد از تخریب در میان خاک و سنگ و زباله رها شده اند!<br />
</strong><a title="گروه&lt;br /&gt;<br />
 اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/03.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه&lt;/p&gt;<br />
&lt;p&gt; اینترنتی&lt;br /&gt;<br />
 پرشین&lt;br /&gt;<br />
 استار | www.Persian-Star.net" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/04.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net" border="0" /></a><strong><br />
مجسمه های تاریخی ساری در زباله دانی!</strong><strong><br />
</strong><a title="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.net/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/05.jpg" alt="گروه&lt;br /&gt;<br />
 اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه اینترنتی&lt;br /&gt;<br />
 پرشین&lt;br /&gt;<br />
 استار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/06.jpg" alt="گروه&lt;br /&gt;<br />
 اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه اینترنتی پرشین استـار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/07.jpg" alt="گروه  اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/08.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه اینترنتی پرشین استار |&lt;br /&gt;<br />
 www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.info/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/09.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه    اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/10.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه&lt;br /&gt;<br />
 اینترنتی پرشین&lt;br /&gt;<br />
 استـار |&lt;/p&gt;<br />
&lt;p&gt; www.Persian-Star.org" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/11.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org" border="0" /></a><br />
<a title="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net" href="http://www.persian-star.org/" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://persian-star.net/1390/4/11/mojasame/12.jpg" alt="گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net" border="0" /></a></div>
</div>
</div>
</div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<div></div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</blockquote>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
<div></div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</blockquote>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
<p>&nbsp;</p>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</blockquote>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</blockquote>
</div>
</div>
</blockquote>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
<p>&nbsp;</p>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1200</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهر مهرآیین:آیا اسلام غیر از این است؟</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1195</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1195#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2012 10:35:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1195</guid>
		<description><![CDATA[آیا دینی پر برکت تر از اسلام سراغ دارید !!!؟ وقتی به دوستان مسلمان می گویی گروههای القاعده و طالبان و تروریست هایی که دست به عملیات انتحاری می زنند همگی مسلمان هستند بلافاصله به شما می گویند : نه اینها مسلمان نیستند ! اینها افراطی اند &#8230; اینها از اسلام برداشت بد کردند ! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div>
<div>
<div>
<div>
<p align="center"><strong> </strong><strong> </strong><a href="http://hotipoti.blogspot.de/2012/04/18_5092.html" rel="nofollow" target="_blank"><strong>آیا دینی پر برکت تر از اسلام سراغ دارید !!!؟</strong></a><strong> </strong></p>
<div>
<div>
<div>
<p dir="rtl" align="center"><a href="http://2.bp.blogspot.com/-NjgDmZHnxQ4/T5aaKRB50BI/AAAAAAAAHZM/GZfQmsdfbLU/s1600/islam+taliban.jpg" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://2.bp.blogspot.com/-NjgDmZHnxQ4/T5aaKRB50BI/AAAAAAAAHZM/GZfQmsdfbLU/s400/islam+taliban.jpg" alt="" width="400" height="300" border="0" /></a></p>
<p dir="rtl">وقتی به دوستان مسلمان می گویی گروههای القاعده و طالبان و تروریست هایی که دست به عملیات انتحاری می زنند همگی مسلمان هستند بلافاصله به شما می گویند : نه اینها مسلمان نیستند ! اینها افراطی اند &#8230; اینها از اسلام برداشت بد کردند ! اینها معنی اسلام رو نفهمیدن !!!</p>
<p dir="rtl">سوالی که مطرح میشه اینه که دوستان عزیز چرا ما این چنین پدیده هایی در سایر ادیان نداریم ؟</p>
<p dir="rtl"><strong>تا به حال شنیده اید یک</strong><strong> بهایی</strong><strong> به خود بمب ببندد و خود را منفجر کند ؟ </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا به حال فیلمی را دیده اید که در آن یک </strong><strong>مسیحی</strong><strong> ،خبرنگار اروپایی اسیر گرفته را به نام پسر پدر روح القدس گردن بزند ؟ </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><a href="http://1.bp.blogspot.com/-nD_HzOu3n_4/T5aab-dIUwI/AAAAAAAAHZU/HjUe2wK8q2E/s1600/islam+2.jpg" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-nD_HzOu3n_4/T5aab-dIUwI/AAAAAAAAHZU/HjUe2wK8q2E/s400/islam+2.jpg" alt="" width="400" height="296" border="0" /></a></p>
<p dir="rtl"><strong>تا به حال شنیدید یک </strong><strong>زرتشتی ، یک بودایی ، یک هندو،ارمنی، آسوری </strong><strong>و&#8230; از این قبیل، به نام دین دست به چنین کارهایی بزند ؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>چرا در بقیه ادیان، کسی این برداشت های بد را ندارد ؟ </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>چرا این ها همه اش مختص اسلام است ؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اگر واقعا اسلام راه راستیست و از جانب خدا، پس چرا انسان تربیت نمی کند ؟</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><a href="http://1.bp.blogspot.com/-XlijQHs4YsM/T5aaz8jeRDI/AAAAAAAAHZc/lJ2kElImNy0/s1600/islam+3.jpg" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://1.bp.blogspot.com/-XlijQHs4YsM/T5aaz8jeRDI/AAAAAAAAHZc/lJ2kElImNy0/s400/islam+3.jpg" alt="" width="400" height="285" border="0" /></a></p>
<p dir="rtl"><strong>مگر می شود از کلام حقیقی خدا برداشت بد و غلط کرد ؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من طرفدار ادیان دیگر نیستم. ولی  تا به حال شنیدید در ادیان دیگر در کتاب های مقدسشان دستور به کشتن و بریدن گردن و دست و پا و انگشت مخالفان رو بدهند ؟</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><a href="http://3.bp.blogspot.com/-SAaaWj43Jos/T5aZJIjg0AI/AAAAAAAAHZE/dl435jPQUjk/s1600/islam.jpg" rel="nofollow" target="_blank"><img src="http://3.bp.blogspot.com/-SAaaWj43Jos/T5aZJIjg0AI/AAAAAAAAHZE/dl435jPQUjk/s400/islam.jpg" alt="" width="400" height="276" border="0" /></a></p>
<p dir="rtl"><strong>وقتی در کتاب قرآن بارها و به کرات شاهد چنین دستورهایی هستیم دیگر چه انتظاری از رهروان این دین می توان داشت ؟ </strong><br />
<strong>بد نیست که </strong><strong>کمی بی تعصب فکر کنیم</strong><strong> و از خود بپرسیم ریشه کجاست و کرم اصلی را اول چه کسی ریخته است</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>آیا این درست نیست که </strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong>از کوزه همان برون تراود که در اوست</strong></p>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1195</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سومین سال درگذشت رضا فاضلی</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1190</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1190#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 10:55:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1190</guid>
		<description><![CDATA[http://www.youtube.com/watch?gl=GB&#38;hl=en-GB&#38;v=fEUuOFo3cak]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.youtube.com/watch?gl=GB&amp;hl=en-GB&amp;v=fEUuOFo3cak">http://www.youtube.com/watch?gl=GB&amp;hl=en-GB&amp;v=fEUuOFo3cak</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1190</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادعای جعلی «آغوش باز ایرانیان برای نومسلمانان»</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1185</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1185#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 09:20:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1185</guid>
		<description><![CDATA[گفت و گو با شاهین نژاد. گفتگوگر: نگارین نعمت زاده پیشگفتار: آن چه که در این جا می خوانید حاصل گفت و گویی است با شاهین نژاد، پژوهشگر تاریخ ایران، که امسال از سوی بنیاد میراث پاسارگاد، عنوان بهترین شخصیت میراث فرهنگی سال» را گرفته است. این عنوان به دلیل تلاش های چند سال اخیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<div dir="rtl" align="center"><strong></strong></div>
<div dir="rtl" align="center"><strong>گفت و گو با شاهین نژاد.</strong></div>
<div dir="rtl" align="center"><strong>گفتگوگر: نگارین نعمت زاده</strong></div>
</div>
<div></div>
<div>پیشگفتار: آن چه که در این جا می خوانید حاصل گفت و گویی است با شاهین نژاد، پژوهشگر تاریخ ایران، که امسال از سوی بنیاد میراث پاسارگاد، عنوان بهترین شخصیت میراث فرهنگی سال» را گرفته است. این عنوان به دلیل تلاش های چند سال اخیر نژاد در ارتباط با فرهنگ ایران و به خصوص به خاطر کتاب «نشیبی دراز است پیش فراز» بوده است؛ کتابی که در زمینۀ فروپاشی ایران ساسانی در برابر حملهء اعراب مسلمان می باشد و از آنجا که نکات تازه و مهمی را از این دوره از تاریخ ایران پیش روی ما می گذارد می تواند دارای اهمیت ویژه ای باشد؛ به خصوص که در سال های گذشته به دلایل سیاسی، و نه علمی ـ تحقیاتی، سعی می شود تا حمله اعراب به ایران را موجه جلوه داده و مقاومت های چند صد ساله مردمان ایران در مقابل این حمله را «استقبال و خوش آمدگویی» عنوان کنند.</div>
<div></div>
<div>پرسش: در بیوگرافی شما خواندم که از نوجوانی به تاریخ علاقمند شدید. نوجوانی شما باید که حوالی  تاریخی باشد که  انقلاب ۵۷، رخ داد. آیا انقلاب یا تهدیدهایی که همزمان با انقلاب  نسبت به میراث های فرهنگی و تاریخی ایران می شد در این علاقه شما دخالتی داشته است؟</div>
<div>پاسخ: صد در صد برخی افراطی ها با تبلیغات ضد ایرانی که پس از انقلاب در کشور راه انداختند واکنشی را در نسل نوجوان و جوان برانگیختند  که جلوه اش در این سی سال، توجه به میراث ملی و نمادهای ایرانی بود. من نیز به تاریخ ایران پرداختم چون برای یافتن خاستگاه آنچه بر کشور رفته بود، باید در راهروهای تو در توی تاریخ کند و کاو می کردم. یادمان باشد که هر پدیده تاریخی را باید همراه و همزمان با زمینه های فراهم کننده آن پدیده بررسی و تحلیل نمود.</div>
<div></div>
<div>پرسش: بیشتر ایرانیانی  که تحقیقاتی در ارتباط با تاریخ ایران داشته اند در دانشگاه ها بوده اند یعنی جزو برنامه های کاری آنها به حساب می آمده و یا پایان نامه تحصیلی شان بوده است. در حالی که شما در حالی که شغل دیگری را داشتید به این پژوهش پرداختید. با این حال روش شما کاملا روشی آکادمیک و دقیق بوده است. آیا شما استاد یا اساتیدی راهنما هم داشته اید؟</div>
<div>پاسخ: گرچه تحصیلات من پیوندی با تاریخ ندارد ولی اصول پژوهش و فن بررسی مدارک و متون، یک فرایافت (concept) یگانه است. به عبارتی دیگر، هنگامی که فوت و فن کار را یاد بگیرید، چندان فرقی نمی کند که جستار مورد بررسی و پژوهش چه باشد. مهم این است که رویکرد شما اصولی باشد. نه من استاد راهنمایی نداشتم ولی صد البته از آنانی که با پژوهشهای بیغرضانه و منصفانه، حتی گوشه ای از واقعیت ایران ساسانی و حمله اعراب مسلمان را روشن نموده اند، یاد گرفته ام.</div>
<div></div>
<div>پرسش: چرا میان دوره های مختلف تاریخ دوره ساسانیان برای شما جاذبه داشته است؟</div>
<div>پاسخ: آغاز دوره ساسانیان، برآمدن و نیرو گرفتن «ایرانشهر» را به همراه داشت. مفهوم ایران که دستکم از اوایل دوره هخامنشی پا به عرصه وجود گذاشته بود در سپیده دم شاهنشاهی ساسانی بالنده شد و به پختگی رسید. از سوی دیگر پایان زمان ساسانیان تنها سقوط یک دودمان شاهی نیست بلکه آغازی بر یک روند افت هزار و چهارصد ساله در زندگی عنصر ایرانی است. ایران از آن زمان تاکنون دیگر هیچگاه به عنوان یک قدرت جهانی سر بلند نکرد. محو شدن هشتصد نهصد ساله ایران به مفهوم یک یکان سیاسی که تا ظهور شاه اسماعیل ادامه یافت از پیامدهای فروپاشی ایران ساسانی بود. فرو افتادن ساسانیان، گسستی هویتی در ما پدید آورد. انسان ایرانی امروزه روز هنوز دچار بحران هویتی است که با سقوط ایران ساسانی دچارش شد. پس باید در چگونگی روی کار آمدن ساسانیان، جهان بینی آنان، کاستیها، نقاط قوت و میراثی که برای ایران و جهان بجا گذاشتند، کند و کاو کرد. صد البته، چرایی و چگونگی فروپاشی ایران ساسانی اهمیت بسیاری در این میان خواهد داشت چون آنچه در زندگی اجتماعی و فردی عنصر ایرانی از آن پس  گذشته است، مستقیما زیر تاثیر این رویداد بوده است.</div>
<div></div>
<div>پرسش: به نظر شما اگر مسیر تاریخ ما به طور طبیعی از ساسانیان تا به امروز می آمد و حمله ی اعراب اتفاق نمی افتاد و یا چون حمله مغول تغییرات فرهنگی بنیادین را برای ایران به همراه نداشت ما اکنون کجا بودیم.</div>
<div>پاسخ: تاریخ، گذشته را روایت می کند. بنابراین تاریخ را نمی شود پیس بینی کرد. آنچه با توجه به جوانب و فاکتورهای ریز و درشت دریافت می شود این است که ایرانی متفاوت در هزار و چهارصد سال گذشته، بر روی منطقه (خاورمیانه و آسیای غربی) نیز اثرگذار می بود. با قاطعیت می توان گفت که آمدن اعراب مسلمان به ایران و تضعیف روحیه ملی ایرانیان و به گوشه راندن هویت ایرانی، جاده بازکن اقوام زردپوست آسیای میانه در سده های پسین شد. خلافت اسلامی تا زمانی که سپاه مغول بغداد را اشغال نمود یعنی در درازای ششصد سال، از دسترنج ایرانیان بهره گرفت و از دیدگاه روانی نیز بلند نظری و غرور ملی ایرانیان را خدشه دار ساخت. به زبانی ساده ما را خوار و زبون ساخت.  سیر این رویدادها، در درازای سده های طولانی، ویرانی و اضمحلال فیزیکی ایران و آسیبهای روحی-روانی ایرانیان را در پی داشت بگونه ای که در پایان سده نوزدهم، ایران به کشوری عقب مانده، فقیر و درمانده در آستانه جنبش مشروطه تبدیل شده بود. اگر حمله اعراب مسلمان رخ نداده بود، بخت بیشتری برای بهروزی و سعادت داشتیم.</div>
<div></div>
<div>پرسش: یکی از نکاتی که شما چند بار در کتاب تان تاکید کرده اید این بوده که اعراب وقتی به ایران حمله کردند به هیچ وجه قصد ماندگاری نداشتند، حتی قصد صدور مذهب خودشان را به ایران هم نداشتند. همین طور توضیحاتی داده اید که آن ها برایشان بیشتر منافع مادی مهم بوده است. آیا این منافع مادی بیشتر از گرفتن خراج ها تامین می شده و یا ثروت هایی که در آن هنگام در ایران وجود داشت مثل طلا و نقره و دیگر چیزها ؟</div>
<div>پاسخ: در برخوردهای نخستین، آنچه قابل غارت بود، به یغما برده می شد مگر ایرانیان در شهری یا منطقه ای به پرداخت باج مورد نظر سپاه عرب تن در می دادند. در جاهایی که ایرانیان ایستادگی می کردند، هم جانشان را از دست می دادند و هم زن و فرزندشان سرانجامی بجز برده شدن توسط اعراب نداشت. تحمیل جزیه و خراج بر ایرانیان غیر مسلمان (که برای دو قرن، اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دادند) از سیاستهای هوشمندانه و رندانه خلافت اسلامی بود که هم استثمار ایرانیان بود و هم تقویت ماشین جنگی ارتش عربی. رسم زشت دریافت جزیه از غیر مسلمانان تا میانه دوره قاجار در ایران باقی ماند هر چند وجه دریافتی، دیگر به جیب اعراب نمی رفت.</div>
<div></div>
<div>پرسش: تاثیر رهبران کیش زرتشتی و فشارهای دینی در سقوط ایران ساسانی در برابر اعراب چه بود؟</div>
<div>پاسخ: بر خلاف تبلیغات بسیار در باره تاثیر کارکرد روحانیان زرتشتی در ایجاد ناخشنودی مردم از حکومت وهمچنین  تلفیق دین و دولت به عنوان نقطه ضعف ساسانیان، در چند دهه پایانی دوره ساسانی هیچ ردپایی از نفوذ موبدان در حوزه سیاست نمی بینیم. بر خلاف دوره های آغازین و میانی ساسانیان که کیش زرتشتی عنصر بنیادین در اجتماع و سیاست بشمار می رفت، از زمان هرمز و پسرش خسرو پرویز یعنی چهل سالی پیش از جنگ قادسیه، جامعه ایرانی بنظر تهی از باورهای دینی و دلبستگیهای اعتقادی است. بنظر می رسد پس از جنبش مزد کیان و سالهای پر آشوب، پریشان حالی و بهم ریختگی همزاد آن، مردم دین زده شده بودند. همراه با آن گرچه دخالت دین در حکومت مردود است ولی به گوشه رانده شدن دین در اواخر دوره ساسانی، به مثابه از دست دادن یکی از پایه های استوار حکومت بود. از سوی دیگر عامل دیگری جانشین دین در زندگی معنوی ملت نشد و این خلا روانی و عاطفی، ایران را آسیب پذیر کرد. در هر حال بر خلاف جمله معروف &#8220;ناخرسندی مردم از زیاده خواهی و خودکامگی موبدان زرتشتی از عوامل اصلی سرنگونی ساسانیان بود&#8221;، هیچ نشانه ای از حضور پر رنگ دین و مدعیان آن در آستانه حمله اعراب به ایران سراغ نداریم.</div>
<div></div>
<div>پرسش: آیا ایرانیان پس از شکست از اعراب، بیدرنگ مسلمان شدند یا بخش بزرگی از نیاکان ما در دین اجدادی خویش باقی ماندند؟</div>
<div>پاسخ: ر خلاف باور عموم، آمدن اعراب به ایران، مسلمان شدن بیدرنگ ایرانیان را به دنبال نداشت. در اصل، اعراب نیز با انگیزه صدور دین به ایران نیامده بودند. بر بنیاد پژوهشی که «جمشید چوکسی» بر پایه فراوانی نامهای ایرانی و اسلامی در سده های هفتم تا یازده میلادی انجام داده است، مسلمانان در ایران تا سده نهم میلادی در اکثریت نبودند. روستاییان دیرتر از شهریها مسلمان شدند بگونه ایکه تا سده یازدهم، مسلمانان در روستاها هنوز به اکثریت نرسیده بودند. بنابراین چیرگی خلافت اسلامی-عربی  بر ایران، مسلمان شدن سریع ایرانیان را به همراه نداشت.</div>
<div></div>
<div>پرسش: آیا بودن در سرزمینی که هوای مطبوع و معتدلی داشته برای مهاجمان جاذبه ای نداشته است؟</div>
<div>پاسخ: نه اینگونه نبوده است. مردم به آب و هوای مناطقی که در آن رشد کرده اند، خو می گیرند حتی اگر گرم و خشک باشد. فقر عمومی در شبه جزیره عربستان و عقب ماندگی تاریخی این سرزمین، دلیل چشمداشت آنان به سرزمینهای بارور و ثروتمند ایران و روم بود. طبیعت گرم و خشک عامل مهمی نبایست بوده باشد.</div>
<div></div>
<div>پرسش: یکی از کارهای جالب شما در این کتاب این است که برای هر موردی به گفته های تاریخ نویسان استناد کرده اید و جالب است که بیشترشان هم تاریخ شناسان عرب بوده اند. بر اساس همین گفته ها شما ثابت کرده اید که ایرانیان در جا به جای سرزمین مان بیش از  دو سه قرن  استقامت کرده اند ولی چگونه است که مثلا یکی دو تاریخ نویس در ایران مدعی هستند که مردم با خوشحالی اعراب را پذیرفتند و از آن ها استقبال هم کردند. اگر این طور است چگونه اعراب نیازی به کشتاری آنچنان که تاریخ نویسان گزارش کرده اند و شما همه را در کتاب تان آورده اید داشته اند.</div>
<div>پاسخ: آنانی که مدعی همراهی مردم ایران با مهاجمان عرب بودند، کارشناس تاریخ نبودند بلکه سیاست بازانی بودند که با تحریف تاریخ به دنبال اهداف ایدیولوژیک خود بودند. شعار &#8220;آغوش باز ایرانیان برای اعراب مسلمان&#8221; به اندازه ای بی پایه و جعلی است که نهادی مانند «دایره المعارف بزرگ اسلامی» در ایران نیز، آن را دروغی آشکار می داند. گزارشهای فراوان تاریخ نگاران مسلمان از خونریزیها و غارت مهاجمان عرب در ایران، جایی برای افسانه سرایی امثال مرتضی مطهری نمی گذارد.</div>
<div></div>
<div>پرسش: به نظر شما شناخت تاریخ گذشتگان چه اهمیتی می تواند برای امروز داشته باشد.</div>
<div>پاسخ: می گویند گذشته چراغ راه آینده است. ما ملتی هستیم بدون حافظه تاریخی. برای همین تاریخمان شده است تکرار اشتباهات ملی. دلیلش این است که نسلی که گواه رویدادی بوده و یا مرتکب اشتباهی شده، دیده ها و درسهایی که فراگرفته را به نسلهای بعدی منتقل نکرده است. فرآورده آن این است که هر نسلی محکوم به تجربه و احتمالا شکست از آن تجربه است. از سویی دیگر، گروهی بر پایه تفسیر تاریخ در راستای  منافع طبقاتی، قومی و یا اعتقادی خویش، به دنبال اهداف سیاسی خود هستند. اینان اگر رسانه های گروهی را هم در چنگ خود داشته باشند، با تاریخ سازی جعلی، جامعه را به آسانی شستشوی مغزی می دهند مگر با هوشیاری و دانستن گذشته راستین، نقشه آنان را خنثی نماییم.</div>
<div>پرسشگر: این وقت خود را در اختیار ما گذاشتید صمیمانه سپاسگزارم</div>
<div>فروردین ۱۳۹۱</div>
<div>کمیته بین المللی نجات پاسارگاد</div>
<div>www.savepasargad.com</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1185</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جلال ایجادی:ما اسلام نمی خواهیم، ما آزادی می خواهیم</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1180</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1180#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Apr 2012 18:35:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1180</guid>
		<description><![CDATA[• اصطلاح توهین که توسط اسلامگرایان ایرانی و غیرایرانی مطرح میشود سلاحی برای مبارزه علیه آزادی اندیشه و انتقاد است. واژه هائی مانند &#8220;اسلام ستیزی&#8221; و &#8220;توهین به مقدسات&#8221; توسط آخوندها و سیاستمداران مسلمان و متحدان غیرمذهبی آنان ساخته شده تا از آزادی نقد علیه دین جلوگیری شود &#8230; اخبار روز: www.akhbar-rooz.com آدینه  ۱۱ فروردین [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="center"></div>
<p>• اصطلاح توهین که توسط اسلامگرایان ایرانی و غیرایرانی مطرح میشود سلاحی برای مبارزه علیه آزادی اندیشه و انتقاد است. واژه هائی مانند &#8220;اسلام ستیزی&#8221; و &#8220;توهین به مقدسات&#8221; توسط آخوندها و سیاستمداران مسلمان و متحدان غیرمذهبی آنان ساخته شده تا از آزادی نقد علیه دین جلوگیری شود &#8230;</p>
<p dir="rtl">اخبار روز: <a href="http://www.akhbar-rooz.com/">www.akhbar-rooz.com </a> آدینه  ۱۱ فروردین ۱٣۹۱ -  ٣۰ مارس ۲۰۱۲</p>
<p><img src="http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0002/img_19343.jpg" alt="" align="left" /> اسلام در تضاد با حقوق بشر است، زیرا طرفدار تبعیض بین انسانها بوده و در پی سلطه الله و تعبد روح انسانی است. سالیان متمادی است که جامعه ما از اسلام رنج کشیده است و امروز یک روند عمیق بازنگری نقادانه آغاز شده است. این رونده تازه نیست، ولی در ژرفای خود و دامنه خود بیسابقه است. زکریا رازی، خیام، میرزا آقاخان کرمانی، احمد کسروی، صادق هدایت، علی دشتی، آرامش دوستدار و بسیار کسان دیگر در بستر سانسورها و محدویت ها و نادانی ها، در برخورد به اسلام و شیعه و خرافات نوشتند. آنها دریافتند که انتقاد به مذهب یکی از فعالیت های بنیادی در جامعه است. این تلاش در دوران معاصر و بخصوص با به قدرت رسیدن حکومت اسلامی در ایران و جنایات بیکران آن مستحکمتر گشته است. نقد امروز فقط نقد سیاسی به حکومت نیست، بلکه نقد آشکار رشدیابنده به خود قرآن و اسلام و بیراهه ۱۴۰۰ ساله اسلام میباشد. در مقابل موج انتقادی معاصر از یکسو نمایندگان حکومتی و از سوی دیگر سیاستمداران و روشنفکران اسلامگرا مانند آقای عبدالکریم سروش و آقای یوسفی اشکوری در دفاع از این دین محمدی بپا خاسته و منقدان اسلام را به سکوت دعوت میکنند و خواستار متوقف کردن نقد اسلام میباشند. من در نوشته اخیر خود تحت عنوان &#8220;تحریف و تعرض آقای سروش علیه مخالفان اسلام&#8221; (۱) گفته های اخیر آقای سروش را انتقاد نمودم و خواستار یک مناظره متین رودررو شدم که ایشان تا بحال از پاسخ خودداری کرده است. مصاحبه آقای بهرام مشیری با تلویزیون امریکا و گفتار انتقادی او نسبت به قرآن و اسلام منجر به واکنش اسلامگرایان و از آن میان آقای حسن یوسفی اشکوری شده است. آقای اشکوری مینویسد: &#8220;وقتی مسلمانان افغانی می بینند به این سادگی در یک رسانه، که باید کارش تحقیق و بی طرفی و آگاهی بخشی باشد، به بهانه بررسی حادثه قران سوزی و تحقیق در علل اعتراض مومنان افغانی، قرآن کوبی زشت تری صورت می گیرد و کتاب مذهبی و مورد احترام یک میلیارد و چهارصد میلیون انسان کره خاک به صورت بدتری به آتش کشیده می شود، چه واکنشی پدید می آید و حداقل چه ذهنیتی در مومنان به قرآن ایجاد می شود؟&#8221; (۲۸ اسفند ۱۳۹۰، راه سبز جرس). آقای مشیری چه گفت؟ اوگفت اسلام خشن است و قرآن کتاب نه آسمانی بلکه زمینی است و پس از مرگ محمد از قرآن نسخه های گوناگون وجود داشت و در دروان اخیر یک نسخه دیگر در یمن بدست آمده است. کجای این گفتار خلاف واقعیت است؟ در قبال اسلام و تاریخ اسلام باید سکوت کرد و چشمها را باید بست؟ خشونت نهادینه اسلام را باید پوشاند؟ چون یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان وجود دارد و خرافات مورد ستایش آنان است، پس باید خفه شد؟ واقعیت جانسوز اسلام را باید بزک کرد و دروغ گفت تا شماها خوشتان بیاید؟ پیام مشترک این روشنفکران اسلامی در اینستکه که به قرآن و اسلام نباید انتقاد کرد و هر انتقاد به قرآن مجید &#8220;توهین&#8221; است. البته اینان گاه میگویند بله انتقاداتی میتوان کرد. درعین حال بمحض طرح انتقاد از اسلام، این اشخاص بسیج شده و خواستار جلوگیری از نقد میشوند و نقد دین اسلام را &#8220;توهین به مردم&#8221; ارزیابی میکنند.<br />
<strong>توهین به مقدسات بی معناست</strong> در ابتدا هنگامیکه به لغتنامه دهخدا رجوع میکنیم واژه توهین بمعنای سست کردن و سست گردانیدن و نیز خوار شمردن و حقیر و سبک داشتن است. از نظر واژه شناسی کسی نمیتواند انتقاد به اسلام را امری غیرقانونی و غیرمجاز تلقی کند و برعکس حق هر کسی است که دین را سست کند و آنرا بریشخند بگیرد و به شیوه و روش ولتر عمل کند. نکته دوم آنکه توهین بمعنای عرفی آن بمعنای خارج شدن از اعتدال و فقدان احترام به حیثیت یک شخص است و از نظر حقوق بین المللی قابل برخورد میباشد. اگر ثابت شود که حیثیت و شرافت شخصی فردی و مقام انسانی فردی مورد اهانت قرار گرفته، از نظر حقوقی قابل برخورد میباشد. یادآوری باید نمود که شرافت انسانی یک فرد و اعتقادات مذهبی و فلسفی یک فرد دو پدیده متفاوت میباشند. احترام به حقوق انسانی فرد و نقد خرافات ذهنی او دو چیز مختلف هستند، مورد نخست به حقوق بشر ارتباط پیدا میکند، حال آنکه مورد دوم بیانگر آزادی اندیشه و بیان میباشد. پس در این دو مورد یاد شده انتقاد از خرافات و مذهب ربطی به اهانت، به شرافت و حقوق فردی ندارد. مطلب بحث انگیز نکته سومی است که اسلامگرایان مطرح میکنند. اصطلاح توهین که توسط اسلامگرایان ایرانی و غیرایرانی مطرح میشود سلاحی برای مبارزه علیه آزادی اندیشه و انتقاد است. واژه هائی مانند &#8220;اسلام ستیزی&#8221; و &#8220;توهین به مقدسات&#8221; توسط آخوندها و سیاستمداران مسلمان و متحدان غیرمذهبی آنان ساخته شده تا از آزادی نقد علیه دین جلوگیری شود. این ماشین تبلیغاتی، خرافات را به آئین پاک و مقدس تبدیل کرده و نادانی توده ها را امر مقدس و قابل دفاع وانمود ساخته و آزاد اندیشان را زیر فشار قرار داده و تهدید مینماید. حال آنکه &#8220;توهین به مقدسات&#8221; بی معناست و حق هر فردی است که به همه چیز انتقاد کند و دین و مذهب از این قاعده جدا نیستند. بشریت در طول تاریخ مبارزه کرده و روشنگران برای آزادی روح و فکر و علیه خرافات و مذاهب تلاش کرده اند و امروز متولیان دین و خرافه شمشیر برکشیده که نقد دین ممنوع است. در واقع توهین به اعتقادات مذهبی وجود ندارد، دیدگاه های فلسفی و اجتماعی متفاوتند، ارزشهای فرهنگی گوناگونند، آزادی برترین ارزش است و نقد دین یک ارزش مثبت و برجسته است. باید توجه داشت که در ایران زمانی که &#8220;توهین به مقدسات&#8221; مطرح میگردد، این امر در خدمت طبقه و گروه های حاکم و برای ادامه تحمیق مردم است. این اصطلاح ساخته و پرداخته دین و روحانیون و خدمتگزاران آنان است و امروزه ارتکاب به آن بمعنای جرم مذهبی تلقی میگردد. در ماده ۵۱۳ قانون مربوط به مطبوعات سال ۱۳۷۵ آمده است: &#8220;هرکس به مقدسات اسلام و یا هریک از انبیاء عظام یا ائمه ی طاهرین (ع) یاحضرت صدیقه ی طاهره اهانت نماید، اگر مشمول حکم سب النبی باشد، اعدام می شود، و در غیر این صورت، به حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.&#8221; در این ماده منظور از ائمه ی طاهرین، دوازده امام است. مقصود از صدیقه طاهره، فاطمه ی زهرا است و منظور از انبیاء عظام، پیامبران الهی است و توهین به هر یک از ۱۲۴ هزار پیامبر در دایره ی ماده فوق، قرار می گیرند، و بظاهر فرقی از این جهت بین نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد و خانواده او نیست. بنا به تفسیر رسمی مدافعان &#8220;اگر توهینی مشمول &#8220;ساب النبی&#8221; باشد، مجازات آن اعدام است و در این مورد هر که بشنود بر او کشتن واجب است و نیازی به اذن امام و رهبر شرعی نیست، مسئله از جرائم غیر قابل گذشت است. و اگر مشمول حکم ساب النبی نباشد، به حبس از یک تا پنج سال محکوم می گردد، و این جرم، بازهم غیرقابل گذشت است و مشمول ماده ی (۷۲۷) نیست.&#8221; روشن است که مدافعان دین شیعه در پی اعمال سلطه و توجیه هرگونه سرکوب علیه مخالفان دین میباشند. هدف قواعد مربوط به &#8220;توهین&#8221; در خدمت بازتولید قدرت ستمگرانه و یا حفظ منافع و امتیازات ویژه روحانیون است. تقدس این دین از کجا میاید؟ طرفداران آن میگویند که آسمانی بودن دین مانع هرگونه انتقاد است. این نظر از نگاه اندیشمند و فرد ناباور بی پایه و اساس است و دین هیچگاه جنبه آسمانی ندارد و تمامی ادیان قابل بررسی و نقد و رد میباشند. سپس گفته میشود که دین جزو معتقدات ذهنی مردم بوده و سالیان دراز مورد احترام آنانست. از نقطه نظر عقلانی آیا هرگونه باور مورد احترام است؟ آیاباور توده ها به فاشیسم، مانع انتقاد از فاشیسم باید باشد؟ آیا زمانی که میلیونها شهروند آلمانی با عشق و احساس خود از هیتلر و اهداف او حمایت میکردند، انتقاد به نازیسم بی جا و ناروا بود؟ خرافات و یا احکام دینی و سیاسی ناهنجار در اسلام بسیار فراوانند: پیامبر ماه را دو شقه کرد، اسلام آخرین دین است، قرآن خود یک معجزه است، حسین مظلوم است، امام معصوم است، امام زمان پس از هزار دویست سال زنده است و ظهور میکند، عکس خمینی در ماه رویت شده است، امامزاده سیال صواب دارد، عاشورا باید گریه کرد و عزا گرفت، گرفتن چهار زن یکی از اصول قرآن است، برپایه آیه قرآن تنبیه زن توسط مرد میتواند انجام گیرد، بهشت با حور و پری در انتظار مومنان شیعه است، جهنم جای غیرشیعه است و یا وجود بیش از پانصد آیه در ستایش قتل و کشتار و خشونت در راه الله و منافع خانواده محمد و هزاران حکم و خرافه دیگر. حال آیا تمامی این احکام و خرافات که در باور عمیق مردم جای گرفته اند، نباید بانتقاد کشیده شود؟ کسانی که این خزعبلات و احکام ضدبشری را به اعتقاد مقدس تبدیل میکنند و مانع شورش فکر آزاد علیه این پدیده ها می شوند، تنها و تنها برای پایداری تحمیق میکوشند. اینان خواستار بندگی روحی و فکری مردم بوده و در پی نگه داشتن اسارت طولانی و متمادی مردم نادان میباشند. نه تعداد معتقدان، نه انبوه اعتقادات خرافه و باورهای ضدانسانی و نه قدمت آنها، هیچ کدام دلیلی برای حقانیت نیست. آناتول فرانس میگفت اگر پنجاه میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند، آن چیز همچنان احمقانه است. آقای سروش و آقای یوسفی اشکوری جلو آزادی فکر را با بهانه های گوناگون نگیرید، تلاش شما در راستای تاریکی روان انسانی است و از آزادی انسان هراس دارد. تلاش شما برای نجات یک دین خفقان آور است. ما اسلام نمیخواهیم، ما آزادی میخواهیم.<br />
<strong>آزادی اندیشه یک اصل است</strong> جان لاک در ۱۶۹۰ در &#8220;تحلیل قدرت مدنی&#8221; نوشت: &#8220;آزادی طبیعی انسان در اینستکه در دنیا هیج قدرتی بالاتر از او برسمیت شناخته نشود. انسان نباید تحت انقیاد اراده خاصی باشد، او نباید زیر سلطه قدرت قانونگزار فرد خاصی باشد، تنها قاعده قانون طبیعی است. در جامعه، آزادی انسان جز پیروی از قدرت مقننه چیز دیگری نمیتواند باشد، قدرتی که بر پایه یک توافق و در چارچوب یک دولت معنا می یابد، قدرتی که هیچ مقام و هیچ قانون خارج از خود را برسمیت نمیشناسد.&#8221; چنین اختیاری نه بر پایه منشاء الهی بلکه بر اساس حقوق شهروند، قرارداد اجتماعی و قواعد دمکراسی شکل میگیرد. نقض این حقوق جز دیکتاتوری چیز دیگری نیست. آزادی فرد متکی بر اراده اوست. برای دسترسی به اهدافش، فرد نباید تحت اجبار کسی یا ایدئولوژی و دین خاصی قرار گیرد، تنها چارچوب محدود کننده، قوانینی میباشند که در تلاش جمعی و رای دمکراتیک تعیین شده اند. در هنگامیکه خدا و دین و روحانی حاکم بر رفتار انسانی و قواعد اجتماعی میباشند، آزادی فردی وجود ندارد. فرد آزاد مستلزم اندیشه آزاد و انتخاب آزاد و تصمیم شخصی آزادانه است. تعبد و اعمال حکم مذهبی در تضاد با خرد و انتخاب میباشد. ارزش انسانی در قدرت تفکر و آزادی اندیشه اوست. البته این امر تناقضی با ایمان فردی ندارد، ولی حکم خدا و پیامبر و امام و آخوند بمثابه وظیفه شرعی و پایه قرار دادن آن در رفتار اجتماعی، در تضاد آشکار با آزادی انسانی و ارزش خرد میباشد. هنگامیکه جان استوارت میل میگوید &#8220;آزادی افراد در آنجا محدود میگردد که آزادی دیگران شروع میشود.&#8221; به این معنا میباشد که قواعد دمکراتیک تنظیم شده در جامعه که در راستای منافع عمومی میباشند، تنها عامل محدود کننده بشمار میایند. بنابراین انسان آزاد است، ولی در جامعه محدویت نیز وجود دارد، انسان حقوق دارد، ولی وظیفه نیز دارد. این وظیفه، وظیفه &#8220;شرعی و مذهبی&#8221; نیست، بلکه وظیفه اجتماعی برای همزیستی در جامعه میباشد. انسان آزاد در جامعه قانونمند آزاد است و قانونگرائی دمکراتیک شرط آزادبودن است. حکم خدا و الله در مقابل اراده انسانی و خرد انسانی بوده، خواستار تعطیل شدن اندیشه و نقد فکری انسان میباشد. ارسطو میگفت آنچه در فعالیت انسان ارزشمند است همانا اندیشه میباشد و این تلاش فکری غایت روح انسانی است. حال مذهب این دیدگاه را رد کرده و قدرت فکری را در خدا قرار داده و انسان را تابع او می سازد. در دین، انسان فکر نمیکند، او پیروی میکند، اطاعت میکند، تسلیم میشود، تابع اراده خدا است و انسان انگلی بیش نیست و تمامیت خود را از دست میدهد. حال آنکه انسان جوهر انسانی اش را در قدرت تفکر فردی و آزادی اش می یابد. برخلاف دین که آزادی انسانی را منحل میکند، انسان از آزادی های گوناگون باید برخوردار باشد و این آزادی ها باعتبار مبارزات تاریخی و سیر اندیشه بشری و نیازمندی های انسانی در این زمینه ها معنا می یابد: آزادی طبیعی، یعنی حق طبیعی هر فرد است تا آزادانه از تمامی قوای فکری و فیزیکی و جنسی خود استفاده کند. آزادی مدنی، یعنی حق انسان شهروند برای بهره بری از فعالیت آزاد و برای تحقق نیاز و هدف خود. این آزادی در بر گیرنده هر حرکت اجتماعی و فرهنگی و نیز مسافرت و گردش در جامعه میباشد. آزادی اعتقاد، یعنی هرکسی حق دارد از دین وایدئولوژی مورد نظر خود برخوردار باشد وآن را بکار گیرد و پرستشگاه و یا دستگاه اداری خود را داشته باشد. آزادی بیان، یعنی هر کسی حق دارد در دفاع از نظر خود هر سیاست و حکومتی را بانتقاد بکشد و هر قدرت زمینی و آسمانی را مورد نقد قرار دهد. آزادی سیاسی، یعنی هرکسی حق دارد تا در انتخاب آزاد نمایندگان خود را تعیین کند و از زندگی سالم و رفاه و زیست محیط پاکیزه برخوردار باشد و در صورت تمایل نمایندگاه ناتوان و یا فاسد را با رای خود بکنار بگذارد. آزادی اقتصادی، یعنی هرکسی حق دارد که کار بکند و یا نکند و حق دارد به فعالیت اقتصادی و بهره وری اقتصادی بپردازد، حق دارد دارای مالکیت باشد و به توسعه اقتصادی دست بزند و نیز هر کسی حق دارد تا با دیگری آزادانه قرارداد امضا کند. آزادی مطبوعات، هرکسی حق دارد تا در هر روزنامه و رسانه نظر خود را آزادانه بیان کند و حق دارد از آزادی گردهمائی و حزب و سندیکا و انجمن و نهاد در پیشبرد اهداف در جامعه و مبارزه علیه استبداد سیاسی و حکومتی برخوردار باشد. آزادی وجدان و اندیشه، یعنی هر شهروندی حق دارد دین داشته باشد و یا ناباور باشد. او حق دارد هر دین و ایدئولوژی و دیدگاهی را انتقاد کند و هیچ اعتقادی در برابر اندیشه خردمندانه بشری مقدس نیست. تمام مبارزات روشنگران علیه تاریک اندیشی و خفقان مذهب بوده اند، این مبارزه پیگیر برای آزاد فکر کردن بود تا قدرت آسمانی و خرافات را به ریشخند بکشد و مقام عقل را برجسته کند. این مبارزه امروز در ایران و جهان یک ضروت کامل است، برای توسعه ناباوری مذهبی، برای نقد هر اصل مذهبی و رها کردن روح انسانی از نادانی و حماقت، این مبارزه فکری، فلسفی و نظری یک ضرورت است. حقوق بشر یعنی برسمیت شناختن حق انسان در آزادی عقیده و اندیشه و آزادی انتقاد به قرآن و انجیل و تورات و غیره میباشد. امروز تمام افراد و قدرت های محافظه کار و مستبد خواهان حفظ سلطه مذهبی سیاسی هستند. من طرفدار آزادی اندیشه هستم و اعلام میکنم که در نقد خرافات و دین، توهینی در کار نیست. طرفداران دین و افراد ترسو و ناپیگیر از نقد دین جلوگیری میکنند، بر ماست که پیوسته شجاعت و خرد و آزادمنشی را در دستور خود قراردهیم.<br />
جلال ایجادی استاد دانشگاه در فرانسه ۲۹ مارس ۲۰۱۲ idjadi@free.fr « Nous ne voulons pas l’Islam, nous voulons la liberté », Didier Idjadi, Paris<br />
1ـ دیگر نوشته هایم در این زمینه عبارتند از: &#8220;آقای سروش اسلام خشن است&#8221;، &#8220;فمینیسم اسلامی یک سراب&#8221;، &#8220;نقد اسلام آزاد است&#8221;، &#8220;پرسش از سیاستمداران وروشنفکران دینی در باره حکومت لائیک&#8221;، &#8220;فیلسوفان، نویسندگان و هنرمندان فرانسوی مخالف اسلام&#8221;.</p>
<p>برگرفته از سایت اخبار روز</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1180</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردو آناهید:اسلامزدگی یا زهرآب ِ کوراندیشی</title>
		<link>http://antieslam.net/fa/?p=1175</link>
		<comments>http://antieslam.net/fa/?p=1175#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Apr 2012 08:37:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رهایی از اسلام</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://antieslam.net/fa/?p=1175</guid>
		<description><![CDATA[اسلامزدگی برآیند ِ یک خوره است که از کودکی در بینش ِ مسلمانان جایگزین می‌شود. بینشی، که به این زهرآب رنگ گرفته باشد، پدیده‌های ِ هستی را تنها در تنگنای اسلام می‌شناسد. خرد ِ این کسان، در پیوند با اسلامزدگی، از کارآریی باز می‌ماند، نگرش آنها، از تاریکخانه‌ی اسلام، فراتر نمی‌رود. رهایی از این بیماری، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="center"></div>
<div dir="rtl">اسلامزدگی برآیند ِ یک خوره است که از کودکی در بینش ِ مسلمانان جایگزین می‌شود. بینشی، که به این زهرآب رنگ گرفته باشد، پدیده‌های ِ هستی را تنها در تنگنای اسلام می‌شناسد. خرد ِ این کسان، در پیوند با اسلامزدگی، از کارآریی باز می‌ماند، نگرش آنها، از تاریکخانه‌ی اسلام، فراتر نمی‌رود. رهایی از این بیماری، بدون شناسایی بُن نهاد ِ این پلیدی، بسیار دشوار است.</div>
<div dir="rtl">تا کنون کمتر اندیشمندی یا پزشکی برای شناسایی یا درمان این بیماری گام برداشته است. برای رهنمود و کاوش، در ژرفای ناخودآگاه ِ انسان، افزون بر دانایی به چشمی ژرف بین و نگرشی آزاد و روشن نیاز است.</div>
<div dir="rtl">بیشترین کسان، که دیدگاه ِ خود ِ آنها به زهر ِ عقیده‌ای آلوده شده است، نمی‌توانند نشانه‌های این نابینایی را، در بینش خود یا در درون ِ دیگری، ببینند. از این روی آنها نمی‌توانند به ریشه‌ی این بیماری پی ببرند. در سرزمین اسلامزدگان نواندیشی و فرهمندی را گمراهی می‌پندارند و خوداندیشان را جاهل می‌نامند.</div>
<div dir="rtl">روشنفکرانی، که به بیماری‌ی اسلامزدگی دچار شده‌اند، آزاداندیشی را نمی‌شناسند، آنها انسان را دین خو می‌دانند و آزادگان را بی بند و بار و ناآگاه می‌خوانند.</div>
<div dir="rtl">در این نوشتار سخن از بیمار‌ی‌ی اسلامزدگی است، گر چه از اسلامزدگان هم سخن رانده می‌شود.</div>
<div dir="rtl">اسلامزدگان کسانی هستند که به سخن مسلمان نیستند. آنها، در پندار ِ خود، از ایمان به شریعت اسلام بریده‌اند، افزون بر این، آنها از هر چیزی، که پیوند با اسلام داشته باشد، بیزارند. با این وجود دیدگاه ِ این کسان در مرزهای شریعت اسلام تنگ و تاریک مانده است. آنها پدیده‌های هستی را باز هم با معیارهای شریعت اسلام ارزیابی می‌کنند.</div>
<div dir="rtl">در بینش ِ اسلامزدگان هنجاری نگاشته شده که شریعت اسلام به همانسان ساختار یافته است. از این روی اسلامزدگان می‌کوشند که رویه یا نشانه‌های اسلام را با رویه و نشانه‌هایی که آنها را زیبا می‌پندارند جایگزین کنند. آنها به شناسایی و بررسی کردن ِ زیربنایی نمی‌ پردازند که انسان ستیزی از آن تراوش کرده است.</div>
<div dir="rtl">یعنی اسلامزدگان به زهر ِ زشتی و پلیدی‌هایی، که اسلام را انسان ستیز کرده است، برخورد نمی‌کنند. زیر آنها زشتی و پلیدی را تنها در نشانه‌های برآمده از اسلام گمان می‌ برند نه در ویژگانی که اسلام از آنها سرشته شده است. در این جستار به چند ویژگی‌ اشاره می‌ کنم که انسان ستیزی در ساختار آنها گنجانده شده است.</div>
<div dir="rtl">آنچه که آزادی و آزادگان را سرکوب می‌کند پدیده‌های &#8220;الله&#8221; ، &#8220;رسول الله&#8221;، &#8220;قرآن&#8221; یا نامهای پیشوایان ِ اسلام نیستند و پیکار ِ آزادگان هم با این نشانه‌ها نیست. زیرا این نشانه‌ها از ویژگی‌هایی برآمده‌اند که آنها با خرد انسان و با خوش زیستن سازگار نیستند. کارکرد و برآیندی که از این گونه ویژگی‌ها برمی‌خیزد همیشه خشن و بیدادگری است.</div>
<div dir="rtl">برخی از بیماری‌ها را به نام ِ پزشکانی می‌ خوانند که ریشه‌ی آن بیماری‌ها را، یا درمان آنها را، شناسایی کرده‌‌اند. مردم از این پزشکان به ارجمندی یاد می‌کنند. ولی از آن بیماری‌ها بیزار هستند. بنیانگذاران اسلام هم، زشتکاری و بی دادگری‌های خود را در پشت ِ نشانه‌هایی پنهان می‌داشته‌اند که مردم آن نشانه‌ها را به زیبایی و ارجمندی ستایش می‌کرده‌اند.</div>
<div dir="rtl">این است که جایگزین کردن ِ ارزش‌های فرهنگ ایران، در نمادهای شریعت اسلامی، افزون بر این که، در زایندگان خشونت و ستمکاری، هیچ بهبودی ایجاد نمی‌کند، گوهر آزادگی را، که در فرهنگ ایران است، به پلیدی و تبهکاری آلوده می‌سازد. زیرا تراوش خشم یا مهر به ویژگی‌هایی بستگی دارد که این نمادها و نشانه‌ها بر آنها نهاده شده‌اند.</div>
<div dir="rtl">شریعت اسلام، که آمیخته‌ای از احکام یهود و بینش مسیحی است، از سوی محمد و یارانش، بر قبیله‌های عرب، که باورهای برتری داشته‌اند، فرود آمده است. زبان عربی هم تنها گویش قبیله‌های بیابانگرد نیست وآنکه بیشتر با واژگان و ارزش‌های فرهنگ ِ مردمان ِ پیشرفته آمیخته شده است. محمد، با اندیشه‌ی خود، هیچ کلمه‌ی تازه‌ای را نساخته وآنکه درونمایه‌ی ارزش‌های جامعه‌ی عرب را با آزمندی و انسان ستیزی پُر کرده است.</div>
<div dir="rtl">همه‌ی کلمه‌ها و پدیده‌هایی، که در قرآن آمده‌اند و محمد آنها را به کژی و زشتی به کار گرفته است پیش از اسلام به نیکویی کاربرد داشته‌اند.</div>
<div dir="rtl">برای نمونه: کلمه‌های سلام، شارع، مزگد، آیه، سوره، کتیبه، دین و بسیاری از این نمونه-ها دارای بُن مایه‌ی ایرانی هستند که آنها در عربی صرف و در شریعت اسلام به ابزار ِ مردم آزاری دگرگون شده‌اند.</div>
<div dir="rtl">در سویی دیگر: ایرانیان الله را با نام خدایان فرهنگ ایران یا رسول الله را با نام پیامبر (پیغمبر) خوانده‌اند، بدان امید که با این نمادهای مهرآمیز، از خشونت ِ الله و والیان او کاسته بشود. امروز ما می‌بینیم که با این بخشش‌ها و چاپلوسی‌ها نه تنها بُن سرشت ِ‌ الله و محمد را دگرگون نشده وآنکه درونمایه‌ی واژگان فارسی هم به زهر ِ خشونت آلوده شده است.</div>
<div dir="rtl">پس پیکار ِ آزادگان برای جایگزین کردن ِ کلمه‌های خشمزا با واژگان مهرآفرین نیست وآنکه آرمان ِ آزادگان برکندن ِ ریشه‌های خشم است که انسان ستیزی از آنها سرشته می‌شوند. در این جا به ژرفای برخی از نمادهای شریعت اسلام می‌نگریم.</div>
<div dir="rtl"></div>
<div dir="rtl">الله: خالقی است نازا، قهار و جبار که هیچگاه نمی‌اندیشد و خود را تنها حقیقت و بی همتا می‌نامد. او جهان ِ هستی را، که میلیارها میلیارد سال پیش از اسلام وجود داشته، از آن خود کرده است. با این، که نگرش و دانش الله از دیدگاه یک راهزن ِ بیابانی فراتر نرفته است، مسلمانان او را خالق کهکشان‌ها، که پس از اسلام شناسایی شده‌اند، می‌پندراند. الله پدیده‌ایست که یک کودک ِ آزاده، با اندک خرد و دانشی، که در دبستان فرا گرفته است، نمی‌ تواند وجود ِ او را بپذیرد.</div>
<div dir="rtl"></div>
<div dir="rtl">رسول الله: خود را در جای سخنگویِ الله کار گذاشته است. یعنی الله به جبرییل امر و جبرییل آن را بر محمد نازل می‌کند. از این روی محمد از خودش اندیشه یا یافته‌ای را ندارد که برای مردم بازگو کند. او هر چه را، که از آزمندی و کینه توزی، نیاز داشته از زبان جبرییل شنیده است و آنها را به زور ِ شمشیر بر مردمان فرود آورده است.</div>
<div dir="rtl">محمد به گزاف می‌گوید &#8220;لا اله الا الله&#8221; یعنی &#8221; نیست الهی به جز الله&#8221; . با این سخن هر خدایی باید با الله همانی پیدا کند یا محکوم به نابودی است. مانند یهوه و پدرآسمان که در پیکر الله فرو می‌شوند یا خدایان ِ پیشین، که در کعبه جای داشته‌اند، به نیستی پیوسته‌اند.</div>
<div dir="rtl">محمد، برای پیاده کردن ِ گزافه گویی‌های خود، نیاز به آدمکشانی داشته است که بر دگراندیشان بشورند و آنها را گردن بزنند تا او بتواند با دارایی سرکوب شدگان به پیاده کردن ِ احکامش بپردازد. او پیوسته در قرآنش، برای کشتار ِ دگراندیشان، آتش ِ کینه توزی را در ایمان مسلمانان افروخته است.</div>
<div dir="rtl">اشاره به احکام شریعت: اطاعت و عبادت ِ بی چون و چرا از ویژگی‌های مسلمان بودن هستند. جهاد اوامر آدمکشی و راهزنی هستند که یکی از پایه‌های خشونت برای ایجاد ِ ترس و گسترش اسلام است.</div>
<div dir="rtl">امر به معروف و نهی از منکر احکامی هستند که از هر مسلمان  ِ با ایمانی جاسوس و دیدبانی نابخرد و مردم ستیز می‌سازند. زیرا اطاعت، در انجام وظیفه‌های مذهبی، تقوا و زهد پیروان را نشان می‌دهد نه ننگ و نابخری‌ی آنها را. مسلمانان در عبادات، به ویژه در زیارت حج، ژرفای کوراندیشی و نادانی‌ی خود را بر همگان آشگار می‌سازند.</div>
<div dir="rtl"></div>
<div dir="rtl">قرآن : نوشتاری است که از سخنان ِ رسول الله گردآوری شده‌ است. بنا بر عقیده‌ی پیروان ِ اسلام، در این نوشتار هیچ گونه کاستی یافت نمی‌شود و هر دانشی، که در جهان هستی آشگار بشود در قرآن به آن اشاره شده است. با این سخنان والیان ِ اسلام در هر زمانی می‌توانند مردم را گوسپندوار به هر سویی، که به سود اسلام و دگرسو با آزادی و خرد ِ انسان باشد، برانند.</div>
<div dir="rtl"></div>
<div dir="rtl">امامان ِ شیعه: محمد، بدون پیوند با جبرییل، هیچ برتری از دیگران و هیچ تیغی برنده تر از دیگران نداشته است. امامان ِ جانشین ِ محمد از هنگام زادن بدون آموزشی، در ژرفای نادانی، از همه چیز آگاهی داشته و بر همه چیز فرمانروا بوده‌اند. تنها ویژگی که یک مسلمان باید داشته باشد، تا بتواند به این پیشوایان ایمان بیاورد، خردسوختگی است.</div>
<div dir="rtl">یک مسلمان با ایمان هم، اگر اندکی ژرفتر به احکام شریعت بنگرد، هرگز نمی‌ تواند گزاف گویی‌ها را، که به این امامان ِ هیچ نیاموخته می‌ بندند، بپذیرد. یعنی افزون بر این که یک مسلمان باید احکام پسمانده‌ی جهادگران ِ راهزن را، نابخردانه بپذیرد یک شیعه باید به دانایی و توانایی‌ی مردگان ِهزارساله هم ایمان بیاورد.</div>
<div dir="rtl">افزون بر این که یک مسلمان باید، همه روزه، خاکسار بودن ِ انسان را برای الله اشگار سازد، یک شیعه باید برای این مردگان در ژرفای پستی و فرومایگی عزاداری و خود زنی کند. نابخردی و فروتنی‌هایی‌، که شیعیان به کردار برای امامان خود انجام می‌دهند، نه تنها سزاور ِ انسان نیستند وآنکه این گونه برده منشی برای جهادگران بیابانگرد هم ننگین و شرم آور هستند</div>
<div dir="rtl">در این اندک، اشاره شد که انسان ستیزی و ناسازگاری با خوش زیستن در پدیده‌هایی هستند که اسلام از آنها ساختار پیدا کرده است. مردم ستیزی در این است که الله تنها خالقی است قهار که محمد حاکمیت بر جهان را به او پیوند داده است.</div>
<div dir="rtl">رسول الله، برای این که دروغ‌های خود را در بینش همگان فرو کند، نیاز به شمشیر جهادگران داشته است. او برای سازمان دادن ِ جهادگردان، نیاز داشته که دست آنها را برای دزدی و آدمکشی آزاد بگذارد.</div>
<div dir="rtl">از این روی هر الهی با هر نامی، که در جامعه‌ی اسلامی، جایگزین الله بشود، یا هر پیامبری که او را نماینده‌ی چنین خالقی قهار بنامند، یا هرکتابی که پیشنویس ِ دستورهای جاودان شده باشد، یا هر کهنه مرده‌ای به جای پیشوا برگزیده شود، یا هر آیینی که انسان را به پستی و خواری وادار کند: بازده‌ی هر یک از آنها خردسوزی و انسان ستیزی خواهد بود.</div>
<div dir="rtl">کسانی، که از زشتی‌ها و پسماندگی‌های اسلام بیزاری می‌جویند، بهتر است بیشتر به منجلابی بپردازند که زاینده‌ی این زشتی‌ها و پسماندگی‌هاست. نه آن که ارزش‌ها یا اندیشمندان و دلاوران ایرانی را در سامان خردسوختگان ِ انسان ستیز بگنجانند.</div>
<div dir="rtl">گاهی از ایران دوستانی شنیده می‌شود که خدای من &#8220;فلان موجود&#8221;، پیامبر من &#8220;فلان کس&#8221;، امامان من &#8221; فلان کسانند&#8221; و عاشورای من &#8220;فلان روزها&#8221; هستند. این گونه واکُنش از بیزاری یا این گونه پیکار با زشتی‌های اسلام بیهود است.</div>
<div dir="rtl">زیرا ننگ در برده شدن و برده ساختن ِ انسان است نه این که تنها عبد ِِ الله بودن ننگین است. ستمکاری از خالق بودن ِ الله و مخلوق بودن ِ انسان و از &#8220;لا اله الا الله&#8221; برمی‌خیزد. این است هر آفریننده‌ی یکتا و توانایی که به جای الله نهاده شود، جایگاه او تنها با کشتار دگراندیشان استوار خواهد شد.</div>
<div dir="rtl">درست است که موبدان دستکم، ۷۰۰ سال پس از زرتشت، در زمان ِ ساسانیان، از اَهورامزدا خدایی پُرتوان، دانا و توانا، و از زرتشت سخنگویی چشم و گوش بسته ساخته‌اند. ولی ویژگی‌های اَهورا  -  مزدا در همین نام برجای مانده‌اند. (خداوند ِ جان و خرد)</div>
<div dir="rtl">اَهورا افشاننده‌ی جان، یعنی جان بخش، در هستی است( ابر یا خورشید ِ جان بخش). اَهورا جان ِ خود را بر همه‌ی جانداران، که آمیخته‌ای از خدایان دیگر(آرمیتی، رام، مهر، آناهید) هستند، افشانده است. یعنی جانداران همه از اَهورای جان بخش سرشته شده‌اند، این است که انسان همسرشت ِ اَهورا ست.</div>
<div dir="rtl">مزدا افشاننده‌ی خرد بر انسان است ( ماه ِ خرد افشان). در فرهنگ ایران خرد ِ انسان در تابش ماه سرشته شده است. مزدا خرد را بر انسان می‌افشاند، یعنی انبوه خرد ِ همگان، از مزدا سرشته شده است. خرد نیروی جویندگی و راه یابی در تاریکی است. ساختار ِ خرد، دانش و دانایی یا توانایی نیست وآنکه برانگیزندی جویندگی و یابندگی، در انسان، برای راهبرد  در دانه یا در هسته‌ی پدیده‌هاست. ( دانه-ش یا دانه-ایی) که برآیند ِ این ویژگی‌هاست می‌ تواند به توانایی بپیوندد.</div>
<div dir="rtl">انبوه ِ جانها با اَهورا و خرد ِ همگان با مزدا همانی می‌یابند. یعنی انسان با اَهورامزدا همسرشت است. آهورامزدا نه سرنوشت برای کسی نوشته است و نه احکامی فرستاده است، نه زمین لرزه و نه توفان دارد که مردمی را بترساند. مردمان ِ نیک اندیش و نیک کردار و خردمند اَهورا مزدا را در سامان خوش زیستن می‌آفرینند.</div>
<div dir="rtl">زرتشت یک اندیشمند، یک نواندیش و خواهان ِ فرشکرد، یعنی خواهان ِ نوشدن، در سامان ِ زندگی بوده است. برخی از پرسش‌های خردمندانه‌ی او در گاتاها نشان از آن دارند که زرتشت جوینده‌ی دانش نوین و دگرگون ساختن ِ سامان شهروندی است.</div>
<div dir="rtl">فرمانروایان افزون براین که با سرسختی از گسترش آموزه و جهان بینی‌ی او پیشگیری کرده‌اند فرمان به کشتن او داده‌اند. زرتشت به ناچار از شهر به شهری در گریز بوده است.</div>
<div dir="rtl">به کدام زمین بگریزم؟ گریزان، کجاروم؟</div>
<div dir="rtl">از خویشاوندان و بستگان دور می‌دارندم.</div>
<div dir="rtl">نه از نیک مردمان، که یارشان بودم، خوشی می‌بینم</div>
<div dir="rtl">نه از فرمانروایان دروغوند.</div>
<div dir="rtl">پس چگونه ترا خشنود کنم، ای مزدا اهورا ( یسنای  ۴۶، بند ۱)</div>
<div dir="rtl">می‌بینیم این انسان است که او در شادمانی خدایان را خشنود می‌ کرده است. خدایان ِ فرهنگ ایران از مهر و شادمانی سرشته شده‌اند.</div>
<div dir="rtl">گاتاها سرودهایی هستند که با آهنگ خوانده می‌شده‌اند، آنها برانگیزنده‌ی خرد و اندیشه هستند، هیچکدام فرمان و دستوری جاودانه برای انسان نیستند. گرچه موبدان، به ویژه پس از اسلام، کوشیده‌اند از آموزه‌ی زرتشت ساختاری بنگارند که در اسلام بگنجد. ولی آموزه‌ی زرتشت شاخه‌ای از فرهنگ ایران است و فرهنگ ایران هیچگاه با سامان ِ برده داری و نادان پروری سازگار نبوده است.</div>
<div dir="rtl">فرمان کوروش نشان دهنده‌ی بینش و فرهنگ باشکوهی است که مردمان ایران در ۲۶۰۰ سال پیش داشته‌اند. آن چه را که کوروش در فرمانش نوشته است ارزش‌هایی را نشان می‌دهند که مردمان ایران آنها را ارجمند می‌داشته‌اند.</div>
<div dir="rtl">مردم و فرهنگ ایران کوروش را زاییده و پروده بوده‌اند. آن چه را که کوروش ستوده است در بینش آن مردمان ارزشمند بوده است. کوروش را به جای رسول الله یا امامی ستایش کردن آلوده ساختن ِ ارزش‌هایی است که ما ایرانیان به آنها می‌بالیم.</div>
<div dir="rtl">دانشمندان، اندیشمندان و دلاوران ایران نمایان کننده‌ی دیدگاه ِ آزادگی هستند که، بازمانده‌ی آن دیدگاه، در بینش بزرگ مردمانی بسان ِ فردوسی، بیرونی، رازی، حافظ، مولوی و &#8230;. بازتاب یافته‌اند. آزادگان با شادمانی گوهر ِ اندیشه‌ و اندرزهای این اندیشمندان را ستایش می‌ کنند نه این که بخواهند از آنان بُت بسازند که بر گور آنها زاری کنند.</div>
<div dir="rtl">به هر روی این از نشانه‌های اسلامزدگی است که برخی شکوه ِ فرهنگ ایران را در ساختاری همسان اسلام آرزو می‌کنند. یعنی این کسان خواهان آن هستند که منجلاب پلیدی‌ها و پسماندگی‌های اسلامی را با  پرده‌ای از بافت‌های ایرانی بپوشانند.</div>
<div dir="rtl">در جستاری با فرنام &#8221; خلافت فقیه از جان آزاری برآمده است&#8221; به پیوند ِ اهورا با فرهنگ ایران اشاره کرده‌ام.</div>
<div dir="rtl">در این جا تنها بخشی از آن را باز می‌نویسم:</div>
<div dir="rtl">اگر ما اندکی چشم جان را بگشاییم، اَهریمن را زنده و زاینده در هر بخشی از سامان ِ آشفته-ی ایران خواهیم دید.</div>
<div dir="rtl">اَهورا از زیبایی، از نیک اندیشی و از نیک کرداری هستی می یابد. برآیند ِ همه-ی جانها و زیبایی-ها و شادی-ها و خوشی-ها، هستی-ی اَهورا را نمودار می سازند. پرورش و پرستاری از جانها و پدیده-های جان بخش به هستی و زایندگی-ی اَهورا نیرو می بخشند.</div>
<div dir="rtl">در این جهان بینی، اَهریمن و اَهورا از اندیشه، از کردار و از رفتار انسان آفریده می شوند. مردم می توانند با جشن، در پایکوبی و میگساری، شادی را، یعنی اَهورا را پدیدار سازند. مردم هم می توانند با خشونت، در جان آزاری و کینه توزی، اندوه را، یعنی به کردار اَهریمن را بزایند.</div>
<div dir="rtl">&#8230;</div>
<div dir="rtl">انسان از سرشت ِ خود به زیبایی، مهربانی و خوش زیستن گرایش دارد. مردمی که، از زیبا ساختن ِ جهان، از پرورش دادن ِ جان، از دوست داشتن ِ آزادگی، خود را شادمان نسازند، در اندیشه و از کردار ِ آنها اَهورا نمی روید و در هستی آنان اَهریمن می آمیزد. در چنین مردمی خوشی به اندوه و شیرینی به تلخی می گراید</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://antieslam.net/fa/?feed=rss2&#038;p=1175</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

